در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٨٧
مىشمرده و ناخوشايند مىدانسته است.
كلاعى اضافه كرده كه: من در گفتار پيامبر اكرم، كراهت و ناخوشايندى و نكوهشى در ذم بيان نمىبينم، زيرا اين حديث همچون مثل سايرى شده و فرموده پيامبر اكرم هم در مقام مدح «بيان» است و نه ذم و نكوهش آن ١٦.
حصرى قيروانى در «زهر الاداب» ١٧ در فصلى كه از فضيلت بيان سخن گفته، فرموده پيامبر اكرم را چنين نقل كرده است: «ان من البيان لسحرأ، و أن من الشعر لحكمة. و يروى لحكما، و الاول اصح». سپس افزوده است كه برخى از اهل دقت و نظر گفتهاند: «ان من بعض البيان لسحرا».
علامة عبد الرؤف المناوى كه احاديث پيامبر اكرم را در «جامع الصغير» سيوطى شرح كرده، نوشته است ١٨: همانطور كه ساحر با سحر خود چيز باطلى را در چشم مسحور مىآرايد تا اينكه او آنرا راست پندارد، گوينده سخن نيز با مهارت در سخنگويى و بيان و تفنن در بلاغت، خرد سامع را مىربايد و او را از تفكر و تدبر در آن موضوع باز مىدارد، به طورى كه او چيز باطل را حق مىپندارد و حق را باطل مىانگارد؛ و سخن ابن قتيبه هم كه گفته است «ان منه ما يقرب البعيد و يبعد القريب و يزين الباطل القبيح و يعظم الصغير فكانه سحر ...»، در همين مورد است. مناوى افزوده است كه اين بيان و گفتار پيامبر اكرم، بنا به گفته ميدانى ١٩، درباره استحسان نطق است.
كلاعى، در پايان اين فصل، از ايجاز بحث كرده و ايجاز را از انواع بديع دانسته و گفته است: ايجاز آنست كه لفظ كم و معنى زياد باشد (ما قل لفظه و كثر معناه).
كلاعى «بيان» را روح كلام دانسته و توضيح داده همانطور كه روح عماد و ستون بدن است و عماد و ستون روح هم علم است، بايد گفت كه در واقع ستون و عماد علم، بيان است و آن كس كه بتواند ميان ايجاز و بيان جمع كند، گوى سبقت را از اقران خود در سخن گفتن ربوده و توانسته است سخن زيبا و بليغ بگويد ٢٠.
كلاعى، فصل دوم از مقدمه كتاب «احكام صنعة الكلام» را به ترجيح دادن سخن منثور بر منظوم اختصاص داده و براى شعر معايبى برشمرده، ولى سرانجام، با