در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٤٤
هندوستان راه يافت. شعراء و نويسندگان فارسىزبان، گاه به ميل خود و بعضى اوقات، به دعوت شاهان و امراى مسلمان آن ديار، به هند مسافرت و مهاجرت مىكردند و از طرف شاهان مسلمان هند، از آنان استقبال مىشد و صلات و جوائز به فضلا و شعراى فارسى زبان مىدادند.
محمد عوفى، در قرن ششم هجرى به هندوستان رفت، تذكره لباب الألباب خود را در دربار ناصر الدين قباجه و كتاب ديگرش را به اسم جوامع الحكايات، در آن ديار، براى امراء و وزراى ادب دوست آن سامان، تأليف كرد. برخى از شاهان فارسى زبان هند، حافظ شيرازى را، به هندوستان دعوت كردند. امير خسرو دهلوى (م ٧٢٥ هجرى) كه شعر بسيار سروده، از استادان بزرگ شعر در هندوستان به شمار مىآيد ولى مهمترين دوره و بزرگترين شاهانى كه در روزگار آنان ادب فارسى و زبان فارسى رواج يافت سلاطين تيمورى هند بود كه در روزگار اينان ادب فارسى به منتهى درجه ترقى رسيد و سخنوران و شعراى فارسىگوى ايرانى به ديار هند مهاجرت كردند و در پيشرفت ادب فارسى نقش مؤثرى داشتند.
در دورههاى قبل از سلاطين تيمورى هند، مركز زبان و ادب فارسى، ايران بود و هندوستان كانون اصلى شعر و ادب فارسى به شمار نمىآمد ولى در دوران شاهان بابرى مركز شعر ادب فارسى، هند بود و شاهان بابرى، توجه خاصى به زبان و ادب فارسى پيدا كردند و حتى گفتهاند كه بابر و پسرش، همايون شاه، خود نيز گاهى شعر مىسرودهاند و اكبر شاه كه از بزرگترين افراد اين خاندان است و مروّج زبان و ادب فارسى در خطه هند، گاه خود نيز شعر مىسرود.
روى كار آمدن بابر، مؤسس شاهان تيمورى در هندوستان مقارن بود با ظهور شاه اسمعيل صفوى در ايران شاه اسمعيل و جانشينانش كه بيشتر وقت خود را صرف جنگهاى داخلى و زدوخورد با همسايگان مىكردند، مجالى براى تشويق شعر و ادبيات فارسى نداشتند و شعراء هم، محيط ايران را مناسب براى زندگى ادبى خود نيافتند و لذا رهسپار هند گرديدند و مورد نواخت و نوازش بابر و جانشينان او شدند و كشور هند را از هرجهت، محيط مناسبى براى پرورش شعرا و ادباء يافتند، بويژه كه سلاطين بابرى نيز از هرجهت در ترفيه حال آنان كوشيدند و در نتيجه، كار بجائى رسيد كه شاعران