در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٨٦
هجرى در كتاب «فحولة الشعراء» به نقد شعر، توجه كرد و كوشيد كه براى ترجيح و تفضيل شاعرى بر شاعر ديگر و تقدم آن شاعر بر ديگر شاعران، مقياسى بدست دهد و هدف اصلى او، در اين كتاب، اين بوده كه شاعر برجسته را معرفى كند و وجوه مزيّت او را برشمارد.
در نظر اصمعى چند چيز، سبب برترى و برجستگى و تفضيل شاعرى بر شاعر ديگر مىشود:
١- زيبايى و جودت تامّ و تمام و وجود نبوغ هنرى در هربيت از اشعار شاعر، بطورى كه نبوغ هنرى در هربيت به نظر رسد و تشابيه و تراكيب و اساليب بلاغى آن، مشهود باشد. اصمعى براى نمونه، امرؤالقيس را مثال مىزند و مىگويد: مگر نمىبينى كه همگان در جودت شعر امرؤالقيس و تقدم وى يك زبانند و همفكر.
٢- وجود اخلاق حميده و فضيلت اخلاقى از چيزهايى است كه اصمعى وجود آنرا، براى هرشاعر، ضرورى دانسته و نبود فضيلت اخلاقى را، سبب برجسته نشدن و فحولة شاعر، مىداند و در واقع، اساس برترى را در داشتن اخلاق خوب دانسته و نه جودت شعر. در واقع اصمعى، به فضيلت اخلاقى بيش از جودت و زيبايى اهميّت داده است.
٣- يكى ديگر از ويژگيهايى كه اصمعى، سبب برجستگى شعر شاعر دانسته، تعداد قوافى و تنوّع در بحور مختلف است و معتقد است كه شاعرى به درجه تقدم مىرسد كه بتواند در بحور مختلف و قوافى گوناگون شعر بسرايد.
٤- اصمعى، داشتن عقايد دينى و مذهبى را براى شاعر، ضرورى مىداند ولى
- اخبار و نوادر مشهور مىباشد. در سال ١٢٢ يا ١٢٣ هجرى در بصره تولّد يافته و تأليفات بسيارى داشته است. عمر بن شبه نقل كرده كه: شنيدم از اصمعى كه مىگفت: من شانزده هزار ارجوزه، حفظ دارم. و اسحاق موصلى درباره اصمعى گفته است: در هيچ رشتهاى از علوم، كسى را عالمتر از اصمعى نديدم.
اصمعى كتب فراوانى نوشته كه از آن جمله است: الأجناس، كتاب الإشتقاق، معناى الشعر و المصادر و كتاب «ما اتّفق لفظه و اختلف معناه» و چند كتاب ديگر. براى آگاهى بيشتر رجوع شود به: شمس الدين احمد بن محمد معروف به ابن خلّكان، وفيات الأعيان و انباء ابناء الزمان، تحقيق و تعليق از محمد محيى الدين عبد الحميد، قاهره، مكتبة النهضة المصرية ١٣٦٧ ه/ ١٩٤٨ م. الطبعة الاولى ج ٢، ص ٣٤٤ تا ٣٤٩.