در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٨٨
هجرى پس از يك روز خلافت، از محدثان طرفدارى كرده و برترى آنان را بر متقدمان، به اثبات رسانده است.
ابن معتزّ، در «طبقات الشعراء» برحسب موضوع، از شعراى محدث بحث كرده است. حتى وى از شاعران هزلسرا و طنزسرا و هجوگوى و زنان شاعر هم، سخن گفته و از شاعرانى كه در شعر، صنعت بكار بردهاند، همچون بشّار و مسلم و ابو تمّام هم، بحث كرده است.
از اواخر قرن دوم هجرى، علاوه بر اينكه، عدهاى به گردآورى شعر و اخبار شعراء و آنچه كه درباره آنان است پرداختند، درصدد برآمدند كه در شعر شاعران داورى هم بكنند و جنبههاى جودت و زيبايى و عيب و نازيبايى و اخطاء شعر شاعران را بررسى كنند و از نخستين كسانى كه دراينباره به كار تأليف پرداختند، ابن سلام و اصمعى مىباشند.
اين دو تن، در اوائل قرن سوم هجرى فوت شدهاند ولى چون قسمت اعظم زندگى خود را در قرن دوم هجرى گذراندهاند، جزء علماى قرن دوم هجرى به شمار مىآيند و تأليفات آنها از مؤلّفات قرن دوم هجرى، شمرده مىشود.
كتاب طبقات الشعراء ابن سلام، علاوه بر اينكه جامعتر و كاملتر است، از ويژگى خاصّى نيز برخوردار است، در صورتى كه كتاب «فحولة الشعراء» اصمعى،
- كردهام، زيرا همه جا از اينان، بحث شده و همه از شاعران قديم سخن گفتهاند بطورى كه ملالت ايجاد كرده است، اينست كه به مصداق «لكلّ جديد لذّة» من بحث خود را به شعراى نوآور اختصاص مىدهم، زيرا «و الّذى يستعمل فى زماننا انّما هو اشعار المحدثين و اخبارهم، فمن هيهنا اخذنا من كلّ خبر عينه و من كلّ قلادة حبّتها.» روى همين اصل، ابن معتزّ، بحث خود را به شعراى نوآور، اختصاص داده و در اين كتاب، بيش از ١٥٠٠ بيت شعر شعراى دوره نخستين عباسّى را، ثبت كرده كه نمىتوان در كتب ديگر جست.
ابن معتزّ در كتاب «طبقات الشعراء» همچون يك راوى و ناقل، نيست بلكه همچون يك ناقد، شعر هرشاعر را، نقد و بررسى كرده و درباره آن شعر به داورى پرداخته و از جودت و زيبائى و يا رداءت و پستى آن شعر، سخن گفته است.
البتّه ابن معتزّ در كتاب «طبقات الشعراء» از تمام شعراى دوره نخستين خلافت عباسيان بحث نكرده بطورى كه نام بسيارى از شعراء همچون يحيى بن زياد الحارثى و ديك الجنّ و ابن الرومى و بيش از ٢٠ شاعر ديگر، كه ديگران از آنان بحث كردهاند، در طبقات الشّعراى ابن معتزّ از آنان بحثى نشده است.