در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٣٠
امر چنين استنباط مىشود كه «مجاز» در نظر ابو عبيده، همان چيزى است كه منظور نظر علماى بلاغت است، در صورتى كه چنين نيست بلكه همانطور كه ابن تيميّه ٤ نيز گفته است، منظور ابو عبيده از مجاز، آن چيزى است كه آيه را، تعبير و تفسير كند.
اين سخن، تنها از گفته ابن تيميّه استنباط نمىشود بلكه در بسيارى از صفحات كتاب نيز چنين مفهومى دريافت مىشود. مثلا ابو عبيده، در مقدمه كتاب گفته است ٥: قرآن، نام كتاب خداست و هيچ كتاب ديگرى بدين نام خوانده نشده و در علّت ناميدن اين كتاب به «قرآن» از آيه ١٨ سوره قيامت (٧٥) دليل آورده است:
«إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ».
سپس ابو عبيده گفته است: مجازه: تأليف بعضه إلى بعض.
در آيه بعد هم كه قرآن گفته است: «فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ».
ابو عبيده گفته است: مجازه: فاذا الفنّاه منه شيئا فضممناه اليك فخدبه، و اعمل به و ضمّه إليك.
ابو عبيده، اين مفهوم را در مورد آيه ١٠٠ سوره نحل (١٦) «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ ...» تعميم داده و گفته است «مجازه: اذ تلوت بعضه فى إثر بعض، حتّى يجتمع و ينضّم بعضه الى بعض؛ و معناه يصير الى معنى التأليف و الجمع.
تعبير ابو عبيده از كلمه «مجاز» در كتاب «مجاز القرآن»، معناى لغوى كلمه است و نه معناى بلاغى آن؛ زيرا او درباره آيات قرآنى گفته است:
مجاز آن چنين مىشود: تفسير آن اينست، معناى آن چنين است.
در واقع به عقيده ابو عبيده، هرچيز كه بتواند در فهم معانى قرآن و در تعبير كلمات ما را كمك كند و هدايت نمايد و راهى بنماياند كه بتوان به درك قرآن رسيد، مجاز است.
در كتاب «مجاز القرآن» ابو عبيده، عبارات: مجازه كذا، تفسيره كذا، معناه كذا، تأويله كذا و ... فراوان ديده مىشود.
ابو عبيده در كتاب «مجاز القرآن» كلمات و آياتى را كه توجيه و تعبير آنها ضرورت دارد به ترتيب سور قرآنى، مورد بحث قرار داده و پس از توضيح درباره هرآيه، سخن خود را به اشعار شعراى عرب، مستدل ساخته و گاه كوشيده است كه آيهاى را به