در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٦٧
معناى حقيقى باء، براى الصاق است همچون «امسكت بزيد» ولى گاه معناى مجازى از آن اراده مىشود همچون: «مررت بزيد» يعنى «الصقت مرورى بمكان يقرب من زيد» و سرانجام نتيجه گرفته كه باء «بسم اللّه» در اين مورد، براى استعانت است از باب استعاره تبعيّه.
و در همين مورد، از لفظ جلاله «اللّه» و حقيقت رحمت و اينكه مىتوان آن را از باب استعاره تمثيليّة دانست؛ زيرا رحمت خدا نسبت به بندگانش در رساندن رحمت، به آنان، همانند شخص بزرگى است كه نسبت به زيردستانش رقّت قلب داشته باشد و به آنان، رحمت رساند. و اعتراضى را كه گفتهاند: بايد وجه شبه در مشبّهبه اتمّ و اقوى باشد و در اينجا چنين نيست، جواب گفته است «*».
البته او خود نيز پاسخ اين اشكال را كه مستعار، در استعاره تمثيليّة بايد مركّب باشد همچون عبارت «انّى اراك تقدّم رجلا و تؤخّر اخرى» گفته است «**»
رويهم رفته، حاشيه دسوقى را نمىتوان تنها يك كتاب بلاغى دانست؛ زيرا نويسنده به اقتضاى مورد، از مباحث مختلف سخن گفته و مثلا آنجا كه به كلمه «حماسى» رسيده، نوشته است:
حماسى به كسر سين، منسوب است به حماسه و معناى لغوى آن، شجاعت است و بعدها كتاب ابى تمّام كه اشعار بليغ مربوط به شجاعت، در آن كتاب است، بدان اسم ناميده شده است. و عجيب است كه اين عبارت نادرست را كه نادرستى آن روشن است، نيز گفته است. عبارت چنين است ٤:
«... و اذا قيل شاعر حماسىّ، معناه انّ شعره مذكور فى ديوان الحماسة اى الكتاب المذكور ...».
دسوقى، گاه مطالب تاريخى را مورد بحث قرار داده و مثلا آنجا كه از تجدّد و حدوث زمانى سخن گفته و نوشته است كه فعل مضارع بر تجدّد و حدوث دلالت مىكند
(*) و اجيب بانّه ليس المراد القوّة بحسب الحقيقة و نفس الأمر فقط بل القوّة و لو بالاعتبار كما هنا. ر ك:
حاشيه دسوقى ج ١ ص ٥.
(**) و اجيب بانّه يجوز ان يقتصر على بعض المفردات و يرمز به الى المركّب. ر ك: حاشيه دسوقى ج ١ ص ٥.