در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٨٧
«... وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها ...». بخشى از آيه ٧٠ سوره انعام- ٦-
يعنى: و چنين كسى «نفسى» اگر هرگونه عوضى بپردازد، از او پذيرفته نخواهد شد.
يا مثلا در آيه ٤٨ سوره بقره «... وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ ...»
كه بخش نخست آيه «وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً» مىباشد و معناى آن چنين است:
بترسيد از آن روز كه كسى به جاى ديگرى كيفر نمىبيند و شفاعت هم پذيرفته نمىشود و غرامت و بدل هم، قبول نخواهد شد. كلمه «عدل» به معناى بدل است و غرامت.
شيخ طوسى، گفته است «*»: «و العدل المذكور فى الآية: الفدية».
و تفاوت ميان عدل و عدل را آن دانسته كه «عدل» به كسر عين به معناى مثل است، گفته مىشود: «عندى عدل جاريتك اى جارية مثلها» و چنانچه بگويند:
«عندى عدل جاريتك» يعنى از لحاظ بها و قيمت مثل آن است.
شيخ طوسى در بحث لغوى همين آيه گفته است: «و العدل و الحقّ و الانصاف نظائر» و العدل نقيض الجور. و العدل: الحكم بالحقّ.
شيخ طوسى در تفسير آيه ١٢٣ سوره بقره «... وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ ...» نيز گفته است «**» كه كلمه «عدل» در اين آيه به معناى معادل و عوض است. يعنى: ... هيچگونه معادل و عوضى هم قبول نمىشود و شفاعت هم او را سود نمىدهد.
- و افزودهاند كه معانى فعل با اختلاف حروف تعديه، متفاوت مىشود؛ زيرا
عدل به: سوّاه بغيره، و ازنه به.
عدل عنه: مال و انصرف.
عدل اليه: مال نحوه و عاد اليه.
(*) ر ك: شيخ الطائفة طوسى، تفسير التبيان، تحقيق و تصحيح از احمد حبيب قصير العاملى، مكتبة الأمين، نجف اشرف در ١٠ مجلّد ج ١ ص ٢١٥.
(**) مأخذ پيشين ج ١ ص ٤٤٤.