در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٤٥
همانطورى كه در زبان عربى مىگويند: «ضرب فلان فى الارض» يعنى فلان كس در روى زمين گردش كرد و جهانگردى نمود.
٢- چيزى را جلو چشم مردمان قرار دادن و به رخ مردم كشيدن تا در خاطر همگان بماند، اين مفهوم نيز از عبارت معروف، اقتباس شده كه مىگويند: «ضربت الخبأ» يعنى: خيمه را نصب كردم و طنابهاى آنرا بستم و عمود خيمه را زدم.
و «يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ» بدين معنى، عبارت مىباشد از اينكه خدا، حقّ و باطل را نصب مىكند و نشانههاى هردو را آشكار مىكند تا مردم، حقّ را با علاماتش بشناسند و از باطل جدا سازند.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه «... وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ» آيه ٨٨/ حجر گفته است ٦٤: اين آيه، استعاره است و منظور اينست كه دامن لطف و آغوش مهر خود را از اينان [مؤمنان] باز بگير و با آنان نرمخوئى كن.
و سپس افزوده است كه قرآن مجيد، كلمه «خفض جناح» را برابر گفتار عرب آورده است. در زبان عربى، اگر كسى را بخواهند به تندخوئى وصف كنند و او را عصبانى و ناراحت ببينند مىگويند: «قد طار طيره و قد هفا حلمه و قد طاش وقاره».
يعنى: مرغش پريدن گرفت و حلم و صبرش از سر برفت، وقار و سنگينى خود را از دست داد. و در برابر به مردم نرمخو گويند: «قد خفض جناحه» هرگاه كه خشم خود را فرو برد و به جاى تندى و خشونت نرمى كند. كند.
سيّد شريف رضى، در بحث از آيه «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ» «*» آيه ٩٤/ حجر نوشته است ٦٥:
اين آيه استعاره است؛ زيرا «صدع» در لغت به معناى شكستن و جدا شدن است و در توصيف اجسام مادى و محسوس به كار مىرود و نه درباره كلام و گفتار و مسائل معنوى.
در زبان عربى سه كلمه: فرق» و «فصل» و «صدع» به يك معنى مىباشد و اگر بخواهند كسى را كه مطابق واقع و به مقتضاى حال، سخن گفته است بستايند، مىگويند: «قد طبّق المفصل» و فلان يفصل الخطاب» يعنى فلان كس به حقايق و
(*) يعنى: اى پيامبر! آنچه را كه دستور دارى آشكار كن و از مشركان روى بگردان.