در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٤٧
جاحظ، برخى از مسائل بلاغى را در كتاب البيان و التبيين شرح داده، مثلا از صنعت ازدواج و نمونههايى از اين صنعت در جلد دوّم، صفحات ١١٦ و ١١٧ بحث كرده و از اطناب در جلد يكم، صفحات ١٩٥ و ١٩٦ سخن گفته و در جلد يكم، صفحه ٢٨٤ بابى را به بحث از سجع اختصاص داده و نمونههايى از كلمات و عبارات مسجع بزرگان را آورده و در صفحه ٤٠٨ جلد يكم نمونهاى از «اسجاع حسنه» را ذكر كرده است.
جاحظ صفحات ٧٥ تا ٨٧ جلد يكم كتاب البيان و التبيين را به «باب البيان» اختصاص داده ولى منظور وى از «بيان» نه آن است كه علماى متأخر از آن دريافتهاند و در علم مزبور، از تشبيه، مجاز، استعاره و كنايه بحث مىكنند، بلكه جاحظ مىگويد ٣٠: «و البيان اسم جامع لكل شىء كشف لك قناع المعنى و هتك الحجاب دون الضمير ...» در واقع جاحظ معتقد است كه مدار امر و غايت و هدف نهايى، فهم و افهام است و به هروسيله كه آدمى بتواند معنايى را تفهيم كند و آن معنا را توضيح دهد «فذلك هو البيان فى ذلك الموضع» مىباشد.
جاحظ در همين «باب البيان» درباره احسن الكلام ما كان قليله يغنيك عن كثيره و معناه فى ظاهر لفظه» سخن امام على عليه السّلام را كه گفته است: «قيمة كل امرئ ما يحسن» مثال آورده و در همين «باب البيان» نمونههايى از سخنان امام على ابن الحسين بن على عليهم السّلام، را بعنوان مثال ذكر كرده است. ٣١
جاحظ به برخى از مصطلحات شعرى در باب قافيه همچون: سناد، اقواء، اكفاء، اشاره كرده و نام برخى از بحور شعرى همچون: بحر طويل، بسيط، مديد، وافر و كامل و نظير اينها را نيز ذكر كرده است. ٣٢
همچنين به علم بديع و اصحاب بديع اشاره كرده ٣٣ ولى علم بديع در روزگار جاحظ و در اصطلاح كتب وى نه آن چيزى است كه مورد نظر متأخران «*» است بلكه بديع در نظر جاحظ و معاصران وى يعنى: ظرافت و نوآورى و تازگى.
(*) علم بديع در نظر متأخران، عبارت است از محسنات لفظى و بعضى اوقات هم در علم بديع از محسنات معنوى بحث مىشود و رويهم رفته در علم بديع از زيبايى كلمات و طرز خوب بكار رفتن كلمات كه در ذهن شنونده و خواننده اثر بهترى گذارد و تأثير بيشترى داشته باشد، سخن مىگويد.