در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠
در بردارنده اين شروط نيست و بر هركسى كه «السارق» و «السارقه» بوده باشد، مصداق دارد، زيرا الف و لام، چون بر مشتقات درآيد، افاده استغراق مىكند (چنانچه بر عهد ذهنى دلالت نكند). ١٢
شيخ طوسى ايراداتى كه بر ظاهر آيه «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.» (آيه ٢٦/ آل عمران) وارد كردهاند، به خوبى پاسخ داده است و اينكه بلخى و ابو على جبّائى گفتهاند: «لا يجوز ان يعطى اللّه الملك الفاسق» زيرا تمليك امر عظيم يعنى ملك كه سياست است و تدبير و مال فراوان، نبايد به فاسق اعطاء گردد، زيرا بر طبق آيه: «... لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ» (آيه ١٢٤/ بقره) ملك كه از اعظم عهود است، نبايد به ظالمان برسد.
شيخ طوسى ضمن اينكه در اين باب اقوال ديگرى هم نقل كرده، از قول مجاهد نوشته است كه «ملك» در اين آيه به معناى نبوت است. ١٣
درباره «بيدك الخير» نيز گفته است به معناى «قادر على الخير» مىباشد و اينكه خير را ذكر كرده و تنها از آن كلمه، ذكرى به ميان آورده در صورتى كه «بيده كل شىء من خير او شر» از جهت ترغيب بنده است به خير.
درباره اعراب «مالك الملك» هم گفته است: به اعتقاد اكثر نحويان منادى مضاف است و منصوب مىباشد و تقدير آن «يا مالك الملك» مىباشد. ليكن زجّاج بر آن است كه تركيب اضافى «مالك الملك» صفت براى اللّهم است، زيرا اللّهم منادى مىباشد و ميم در آخر آن عوض از «ياء» حرف ندا است، همچنانكه گفته مىشود: «يا زيد ذا الحجة». ١٤
شيخ طوسى در پاسخ آنانكه گفتهاند: آياتى از قبيل: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ ...» (آيه ٢٣/ سوره نساء) جزء آيات مجمل است و نمىتوان به ظاهر آن حكم به تحريم داد، گفته است: اين قبيل آيات، جزء آيات مجمل نيست، زيرا مجمل آيهاى است كه از ظاهر آن نتوان حكمى صادر كرد ولى آيه مزبور و نيز آيه «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ...» (آيه ٤/ مائده) از ظاهر آنها تحريم استنباط مىشود، زيرا در آيه مورد بحث، از قرينه آيه قبل، تحريم ازدواج با محارم استنباط مىگردد، آيه پيشين از آن چنين