در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٥٢
و اين نظريّه را از آن جهت، ابراز مىدارد تا كه آيه:
«... ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ...» (انعام/ ٣٨).
تحقق يابد ١٨.
ولى بهتر آن است كه بگوييم: قرآن كتاب تربيت است و هدايت، هدايت نوع بشر به يك زندگى به تمام معنا انسانى و سعادتمندانه. درست است كه قرآن خود نيز گفته است:
«... وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ» (آيه ٩٢/ نحل).
يعنى: ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانكننده همه چيز است، ولى در دنباله آيه «هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ» گفته است يعنى آنچه كه به تأمين يك زندگى سعادتمندانه انسانى كمك كند، در اين كتاب، هست، آنچه انگيزه انسان بر كشف و جستجوى اسرار طبيعت و قوانين آفرينش باشد در اين كتاب وجود دارد و نه جزئيّات آنها.
اينكه برخى مىگويند: همه چيز در قرآن هست؛ تمام اسرار علوم طبيعى، فورمولهاى رياضى، جزئيّات علم تشريح، نام و نشانى داروها، راه پيشگيرى و درمان بيماريها، همه در قرآن وجود دارد. و با اندك تناسبى، آيات قرآنى را بر يك سلسله فرضيّات علمى [و نه حقايق مسلّم و قطعى] تطبيق مىكنند، خود يك اشتباه بزرگ است؛ زيرا فرضيّات علمى، پيوسته در حال تغيير و دگرگونى است و آيات قرآنى يك واقعيّات ثابت لا يتغيّر. و تطبيق يك واقعيّت ثابت بر يك سلسله امور متغيّر منطقى نيست! بسيارى از فرضيههاى علمى، در پرتو اكتشافات علمى جديد، ممكن است تغيير يابد، پس چگونه اين فرضيّه دگرگون شده را مىتوان با آن آيات كه وحى آسمانى است و خطا و اشتباه در آنها راه ندارد، تطبيق داد؟!
البتّه، گاه ممكن است كه يك مسأله علمى در لابلاى آيات مربوط به اسرار آفرينش و توحيد و مسائل ايمانى، تصريح شده باشد همانطورى كه در آيه:
«وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ» (نمل/ ٩١).