در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٥
جمع مرضع و هى المرأة التى ترضع. او مرضع و هو الرضاع او موضعه اعنى الثدى.
در آيه: «... إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ» «*»
سوره اعراف/ ٥٠
نيز چنين است يعنى كلمه «تحريم» در اين آيه، به طريق استعاره به كار رفته است و منظور، تحريم تكوينى است يعنى وضع دوزخيان، آنچنان است كه نمىتوانند از نعمتهاى بهشتى بهرهمند شوند، همانطورى كه كلمه «حرام» در آيه:
«وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ»
سوره انبياء/ ٩٥
نيز چنين است و منظور از كلمه «حرام» در آيه، ممنوعيّت است و به طريق استعاره به كار رفته است.
زمخشرى، نوشته است ٤٨: «استعير الحرام للممتنع وجوده» يعنى زمخشرى كلمه «حرّم» را در آيه «... إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ» از مقوله استعاره دانسته و در تفسير آن، نوشته است: «اى منعهما منهم و ابى ان يكونا لهم».
خلاصه سخن، آنكه قاضى عبد الجبّار، مشقّات كلمه «حرام» را در اين آيات بر معناى مجازى، حمل كرده و زمخشرى آنها را از مقوله استعاره، دانسته است.
در بحث از آيه:
«وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ «**»» «*» كه طاعنان گفتهاند: معناى عذاب ادنى، چيست؟
قاضى عبد الجبّار، گفته است ٤٩:
عذاب ادنى را از باب مجاز، به آلام، تفسير مىكنيم و منظور از «عذاب ادنى» مصائب و درد و رنج و يا قحطى و خشكسالى، مىباشد.
در بحث از آيه مزبور، سيّد قطب نوشته است ٥٠:
از جمله «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» پرتو رحمت الهى، از وراء عذاب ادنى، هويدا
(*) يعنى: خدا، اين آب و طعام را بر كافران حرام گردانيده است. صدر آيه، چنين است: «وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ.»
(**) يعنى: ما آنان را از عذاب دنيا پيش از عذاب آخرت، مىچشانيم، شايد بازگردند [- گناهكاران].