در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٨٠
ملقّب ساختند و مرقّش (متوفّى به سال ٥٥٢ م.) را از آن جهت بدين كلمه ملقّب ساختند كه شعر او را آراسته ديدند و زيبا. و نابغه (متوفّى به سال ٦٠٤ م.) را به جهت نبوغش در شعر، نابغه ناميدندش.
در اين مرحله، نقد ذوقى بوده و طبايع مختلف درباره شعر داورى مىكرده است و مبتنى بر تعليل و تحليل خاصّى نبوده است و نقد شعر در محيطهاى مختلف، متفاوت بوده مثلا سرزمين حجاز كه مردم آن از اختلاط و امتزاج با مردم غير عرب، تقريبا بركنار و بدور مانده بودند، در بررسى و نقد شعر نيز، ذوق طبيعى و رقّت طبع را دخالت مىدادند ولى نقد و بررسى در سرزمين عراق كه دو شهر مشهورش، در آن زمان كوفه و بصره بود، با روش نقد در سرزمين حجاز، متفاوت بوده حتّى شهر كوفه با شهر بصره هم از جهاتى، مختلف بوده، زيرا بصره از فرهنگ غير عربى بيشتر متأثّر بود تا كوفه، چه در بصره موالى و غير عرب از ايرانى و نبطى و سريانى فراوان وجود داشت و در كوفه قبايل مختلف و تيرههاى گوناگون عربزبان مىزيستند، نزديكى كوفه به حيره كه دير مسيحيان در آنجا فراوان بود، در اين مسأله بىتأثير نبود و نيز وجود فقهاء و محدثان و تشكيل محافل علمى و ادبى و وجود سوق مربد در بصره- همچون سوق عكاظ در مكّه- كه اشعار به نقد گذاشته مىشد و قصائد بررسى مىگرديد، خود در پيدايش نقد شعر مؤثر بوده است.
اصولا محيط عراق آن روزگاران، محيط علمى و فرهنگى بوده و دانشمندانى در آن محيط، در علم كلام و علم نحو ظهور كردند و نخستين مكتب كلامى اسلام و پايههاى نخستين علم نحو عربى، در همان محيط بوجود آمد و بنا نهاده شد و تمام اين جنبشهاى علمى در شعر و نقد شعر بىتأثير نبود و شعرا هم كمكم از حالت سادگى
- ربيعة التغلبى را، به جهت رقّت و سهولت شعرش، مهلهل گويند. البته برخى از اشعارش از صفت رقّت و نرمى كه از زندگى آميخته با شادخوارى او ناشى شده، برخوردار است ولى بعضى ديگر از اشعارش از صفت خشونت و بطولت كه مولود عزّت و شرف قبيلگى اوست، سرچشمه گرفته است.
مرزبانى در ص ١٠٥ كتاب «الموشّحّ» نوشته است: نام اصلى او عدىّ بن ربيعة التغلبى است و انّما سمّى مهلهلا لهلهلة شعره كهلهلة الثوب، و هو اضطرابه و اختلافه.
ابن سلّام در ص ٣٣ كتاب «طبقات الشعراء» نوشته است: «اول من قصد القصائد و ذكر الوقائع، المهلهل، ابن ربيعة التغلبى.