در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٣٥
چيزى است كه على عليه السّلام، گفته است ٣٢: «أيها الناس انما الدنيا دار مجاز و الآخرة دار قرار فخذوا من ممركم لمقركم» «*».
در واقع، مجاز در نظر ابو عبيده، از مقوله مجاز، در علم بلاغت نيست بلكه به معناى تفسير الفاظ قرآنى است، به اعتقاد مفسّران و اهل لغت.
و اينكه مؤلّفان فاضل كتاب «الوسيط فى الأدب العربى و تاريخه» بدون توجّه و بىآنكه از محتويات كتاب «مجاز القرآن» ابو عبيده آگاهى يابند و آنرا مطالعه كنند «»، در مبحث علوم بلاغت نوشتهاند ٣٣ كه كتاب «مجاز القرآن» نخستين كتابى است كه درباره علوم بلاغى نوشته شده، سخنى است نادرست؛ زيرا كتاب مزبور، تفسير گونهايست از كلمات قرآنى، به سياق علماى لغت و روش آنان.
ابو عبيده، خود نيز، به صراحت گفته است ٣٤: پيشينيان و آنان كه روزگار پيامبر اكرم (ص) را درك كردند و معانى كلمات قرآنى را از آن بزرگوار، شنيدند، نيازى به پرسش از معانى كلمات قرآنى نداشتند و بىنياز بودند.
اين سخن ابو عبيده، در مقدمه كتاب، به ما مىفهماند كه مجاز در نظر او يعنى: تفسير كلمه، بدون، توجّه به معناى اصطلاحى علماى بيان، امثله و شواهدى هم كه ابو عبيده آورد، ما را رهبرى مىكند به اينكه مجاز، در نظر ابو عبيده يعنى تفسير و معناى كلمه.
مثلا در ذيل آيه: «... فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ» آيه ١٥/ بقره.
نوشته است ٣٥: أى بغيهم و كفرهم. و سپس توضيح داده كه كلمه «يعمهون» از ماده «عمه» مىباشد، در زبان عربى مىگويند: «رجل عمه و عامه: اى جائر عن الحقّ».
(*) يعنى: اى مردم جهان! دنيا سراى گذران است و آخرت، منزل جاودان، شما از دنيائى كه رهگذر شماست براى قرارگاه خود ذخيرهاى اندوزيد و سرمايهاى برداريد.
() شايد در زمان تأليف «الوسيط» كتاب «مجاز القرآن» ابو عبيده چاپ نشده بود و نسخه خطى نيز، در دسترس مؤلفان فاضل كتاب «الوسيط» نبوده و تنها نام «مجاز القرآن» آنان را به اشتباه انداخته و عبارت «و يظهر انّ اول كتاب دوّن فى هذه العلوم، كان فى علم البيان و هو كتاب «مجاز القرآن لابى عبيده تلميذ الخليل ...» ر ك: الوسيط ص ٢٢٩.