در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٥٨
كتاب «فى الشعر» ارسطو يا بهتر بگوييم تلخيص ابن سينا از اين كتاب، در آثار دو تن از علماى بلاغت عربى (- اسلامى) يعنى عبد القاهر جرجانى (م ٤٧١ ه) و حازم قرطاجنى، تأثير فراوانى داشته است.
البته عبد القاهر خود هيچگونه اشارهاى به بهرهور شدنش از ملخص ابن سينا از كتاب «فى الشعر» ارسطو نمىكند.
در صورتى كه مطالعه كتابهاى «*» بلاغى عبد القاهر (- دلائل الاعجاز- اسرار البلاغة) مسأله تأثيرپذيرى را ثابت مىكند و براى خواننده روشن مىشود كه عبد القاهر جرجانى از تلخيص ابن سينا از كتاب «فى الشعر» ارسطو بهرهمند شده است.
شايد هم تعصبات شديد و مشاجرات قرن پنجم هجرى، عليه فلسفه و فلاسفه، كه در آن روزگاران شديد بوده، سبب اصلى اشاره نكردن عبد القاهر به بهرهورى از كتاب تلخيص ابن سينا از كتاب «فى الشعر» ارسطو باشد، چه فلسفه و علوم عقلى در قرن پنجم هجرى با مقاومت اهل شرايع مواجه بود و كمتر كسى از فلاسفه اين روزگاران را مىبينيم كه از اتهام به كفر و زندقه و الحاد بركنار مانده باشد. «**»
و روى همين اصول عبد القاهر نمىتوانسته و حتى نمىخواسته تأثيرپذيرى خود را از كتب فلاسفه به صراحت، در كتابهايش ابراز نمايد.
عبد القاهر جرجانى در كتب بلاغى خود بر آن است كه فصاحت و بلاغت تنها مربوط به لفظ و يا معنا نيست بلكه به اسلوب و خصائص و كيفيات كلى و نظم كلامى مربوط است.
و نيز افزوده است كه منشأ اصلى فصاحت و بلاغت لفظ نيست بلكه صياغت و ريخت و واقع شدن لفظ در جملههاى مختلف است كه كلامى را فصيح و بليغ
(*) برخى از تراجمنويسان، همچون نويسنده «ريحانة الادب» در جلد يكم، صفحه ٤٠١ چاپ تبريز، عبد القاهر جرجانى را نويسنده سيزده كتاب، در رشتههاى مختلف علوم اسلامى دانسته، ليكن بايد دانست كه شهرت عمده عبد القاهر جرجانى بيشتر به سبب دو كتاب «دلائل الاعجاز» و «اسرار البلاغه» مىباشد كه لقب امام البلاغه را بدو اختصاص داده و اين دو كتاب همچون دريايى است كه نهرهايى از آن، منشعب مىشود و تشنگان وادى بلاغت اسلامى را سيرآب مىكند.
(**) اكثر فقهاء، ابو على سينا را در آن روزگار تكفير كردهاند. (ر ك: مجالس المؤمنين، ص ٢٣١).