در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٧٠٢
«و البديع مقصور على العرب، و من اجله فاقت لغتهم كلّ لغة، و اربت على كلّ لسان».
كه منظورش از «بديع» تعابير بلاغى بوده و رويهم رفته آنجا كه جاحظ از اشعار بديع شاعرانى همچون كلثوم بن عمرو عتّابى و منصور نمرى و مسلم بن وليد، سخن گفته، منظورش فنون بيانى بوده كه امروزه از آنها، بطور كلّى تعبير به بلاغت مىشود، بدون اينكه بخواهد، تقسيمات امروزى بلاغت (معانى- بيان- بديع) را در نظر داشته باشد، گو اينكه فنون بلاغى مورد نظر جاحظ، بيشتر استعاره، تشبيه، طباق، جناس و نظائر اينها بوده است.
همين جاحظ در كتاب ديگرش به نام «الحيوان» با آنكه، موضوع اصلى كتاب، بحث درباره علوم طبيعى است، ولى در جزء سوم كتاب كه به گفته خود، مىخواهد آنرا به اقسام شعر نادر و احاديث و سخنان خوشايند طباع، موشّح گرداند، تا خواننده را خوش آيد و در ضمن تنوّعى هم باشد، برخى از اشعار زيبا را تحت عنوان ٨
و قطعة من البديع قولهم:
و قال الزاجر فى البديع المحمود:
و من هذا البديع»، المستحسن منه قول حجر بن خالد بن مزيد:
ذكر كرده و معلوم مىشود كه كلمه «بديع» در روزگار جاحظ (نيمه اول قرن سوم هجرى) در زبان علما و نوشته نويسندگان و ادبا، در مفهوم معانى بديع و عبارات شگفتآور خوشايند زيبا بكار مىرفته است و منظور اصلى جاحظ، از كلمه «بديع» در اين اشعار بيشتر استعاره و تشبيه است.
ابو العبّاس مبرّد، متوفّى به سال ٢٨٥ هجرى، بابى را به تشبيهات اختصاص داده ٩ و انواع تشبيه و طرائف كلام زيبا، از قبيل تشبيه عجيب و غريب و طريف و مستحسن را باز گفته و نمونههايى آورده و سپس افزوده است كه تشبيه عجيب و حسن و غريب و طريف و ديگر انواع و اقسام آن، همه از مقوله «بديع» مىباشد ١٠.
مبرّد، در كتاب «الكامل» بطور تفصيل، از تشبيه، بحث كرده و نوشته است ١١:
«و التشبيه جار كثير فى الكلام العرب، حتّى لو قال قائل: هو اكثر كلامهم، لم يبعد» و همو نيز، چهار نوع تشبيه: مفرط- مصيب- مقارب- بعيد (كه نياز به تفسير و