در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٧٩
زيبائى و نازيبائى و رداءت شعر شاعر بخوبى داورى كند.
٣- براى داورى و بررسى صحيح از آراء راويان شعر، يارى جسته است.
٤- در طبقهبندى شاعران، عامل زمان را در نظر گرفته و شاعران را بنا به زمان و روزگارى كه مىزيستهاند، طبقهبندى كرده و شاعر دوره جاهلى و مخضرمى و اسلامى در نظر گرفته و محيط و مكان را هم از نظر دور نداشته است.
٥- داشتن فطرت سليم و ذوق سرشار هم در نظر او از چيزهايى است كه بدون آن نمىتوان درباره شاعرى داورى كرد و در واقع اين خود به منزله ركنى است كه بدون وجود آن نمىتوان داورى صحيح كرد. ابن سلّام، در نقد و بررسى شعر، به جودت و زيبائى، توجّه داشته و نه به واقعيّت و حقيقت و در نظر ابن سلّام، شاعرى كه بتواند در شعر خود بيش از ديگر شاعران، صور خيال بگنجاند و جنبههاى عاطفى شعر او قوىتر باشد، نزد او اهميّت بيشترى دارد و شايد همين مسأله، سبب شده باشد كه ابن سلّام، در بحث از هرشاعر، به جودت شعر او و هنر شاعريش توجّه كرده و شاعران را از لحاظ جودت و زيبائى شعرشان تقسيمبندى كرده است.
رويهم رفته، بايد گفت: با آنكه ابن سلّام، در طبقهبندى شاعران، مسائل مختلف را در نظر داشته ولى به يك چيز بسيار اهميت داده و آن، قدرت هنر و توانائى شاعر است در شعر سرودن و به قول دكتر مندور ١٢، ابن سلّام، براى نقد و بررسى شعر، اساس و قواعدى همچون: جودت و خوبى شعر، كثرت شعر، اغراض شعر وضع كرد كه با توجّه به زمان ابن سلّام، بايد گفت كه ابن سّلام نخستين كسى است كه در بحث از شعر و نقد و بررسى شعر شاعران، راه را براى ديگران گشوده و از اين لحاظ او از ناقدان متقدّم و كتابش از كتب اوليّه نقد عربى است.
اصولا نقد و بررسى در زبان عربى، پيش از ابن سلام، و كتاب، «طبقات الشعراء» او وجود داشته ولى در آغاز بسيار ساده بوده و شايد بتوان گفت ملاك و معيار، تأثّر شنونده بوده و شنوندگان برحسب تأثّر و خوشايندى از شعر شاعرى، گاه به شاعر لقب خاصى اعطاء مىكردند همچون عدى بن ربيعة متوفّى به سال ٥٣١ ميلادى كه به سبب فصاحت بسيار در شعر و ساختن قصائد عالى و بلندمرتبه، او را به «مهلهل» «*»
(*) بنا به گفته حنّا الفاخورى در صفحات ٤٨ و ٤٩ تاريخ ادبيّات زبان عربى ترجمه عبد المحمد آيتى، عدىّ بن-