در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٢١
مراجعه كند، گويا مىخواهد بگويد، اهل ادب به علم منطق و كلام نياز دارند.
نويسنده، پس از بحث در باب قياس به بحث (خبر) پرداخته و آنرا به: يقين و تصديق تقسيم كرده و سپس يقين را به خبر متواتر ميان مردم و خبر رسل و پيامبران و خبر متواتر ميان خواص منقسم ساخته و سخنان خود را به آيات قرآنى آراسته و از آيات قرآنى كمك گرفته است ٢٩.
ابن وهب بيان دوم را كه بيان اعتقاد است و به اصطلاح خود «... بيان الذى يحصل من القلب عند اعمال الفكرة و اللب ...» مىباشد، بر بيان نخستين كه بيان اعتبار است، مبتنى ساخته و درين باب از حق كه شك و ترديدى در آن نيست و علم اليقين است و علم مشتبه كه به احتجاج نياز دارد و براى تثبيت آن بايد حجت اقامه كرد و باطل كه شكى در نادرست بودن آن نيست، بحث كرده و به آيات قرآنى و احاديث، استناد جسته است ٣٠.
ابن وهب از بيان سوم كه به تعبير وى «بيان العبارة» مىباشد و در واقع بيان به قول است و به اختلاف لغات، مختلف مىشود و تغيير مىيابد، بطور مفصل بحث كرده و از طولانىترين مباحث كتاب است ٣١.
در همين باب از خبر و طلب (استفهام و دعا و تمنى جزء آن است) و تقرير و توبيخ سخن گفته ٣٢، از خبر جزم و مستثنى و ذوشرط كه هريك از آنها يا مثبت است و يا منفى و يا واجب است و يا ممتنع و يا ممكن بحث كرده است ٣٣ و در تمام موارد به آيات قرآنى استدلال كرده است.
پس از آنكه، صدق و كذب را تعريف كرده ٣٤ و تفاوت ميان خلف و كذب را گفته، توضيح داده كه اگر به كسى وعده جامهاى، مثلا داده شده ولى بعد باو پاداش بهترى داده شد، درين صورت دهنده پاداش بهتر را كه به وعده خود وفا نكرده، مخلف نمىگويند، سرانجام مىگويد: به وعده وفاكردن، كرم است و اخلاف در وعيد، عفو است و تفضل ٣٥.
ابن وهب، از مفهوم نسخ و معارضه و كذب، سخن گفته و مضار كذب را برشمرده و به سخن خدا استناد جسته و براى دروغگويان، آيه «وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ.» ٣٦ را ذكر كرده و دروغگويان را ظلمه دانسته و در سه مورد كذب را جايز