در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٠٢
خصائص اسلوبى و نظمى قرآن است كه در تمام آيات وجود دارد نه فقط به زيبائى الفاظ و خوبى معانى.
علوم بلاغى پس از عبد القاهر جرجانى به نامهاى، بديع، معانى و بيان ناميده شد. در صورتى كه به عقيده او تمام اينها، يك علم بود كه به آن علم البلاغه مىگفتند و خود وى كلمه بلاغت را به اسرار افزود و يكى از دو كتاب بلاغى خود را، اسرار البلاغه، ناميد ١٤.
سيد شريف رضى، متوفى به سال ٤٠٦ هجرى كه دو كتاب: تلخيص البيان فى مجازات القرآن و كتاب مجازات النبويّه را نوشته است، در كتاب نخستين، شريف- رضى مجازات قرآنى را به ترتيب سور قرآنى و در هرسوره به ترتيب آيههاى آن سوره بحث كرده است.
سرانجام مىگوئيم كه آدمى براى توصيف خيالات و انديشههاى گوناگونى كه در ذهنش پيدا مىشود، به آرايش دادن الفاظ و تعبيرات مختلف نياز دارد و چون براى توصيف آنچه كه در فكر او ايجاد مىشود، باندازه كافى كلمه يافت نمىشود، اين است كه مىخواهد معناى واحد را، به طرق گوناگون بازگو كند، تا شنونده را خوشتر آيد. مثل اينكه بجاى كلمه (جوانى)، گاه مىگويد: «بهار زندگانى» زيرا روح تنوعطلبى بشر نمىتواند او را به يك نوع سخن گفتن راضى كند.
از طرفى مىدانيم كه مهمترين هدف و غرض شعر و نثر دلاويز، تأثير و رسوخ در نفوس و عواطف است و براى اين تأثير هرچه كلمات برجستهتر و زيباتر باشد، اثر آن بيشتر و تأثيرش در روح و عواطف زيادتر خواهد بود و براى همين است كه، شعرا و نويسندگان به تشبيه و استعاره و كنايه توسّل مىجويند و معتقدند كه تأثير عاطفى تشبيه و استعاره، به مراتب از كلام عادى، بيشتر است.
و نيز مىتوان گفت: همانطور كه شاعر و نويسنده، براى توجيه انديشههاى خود و گاه براى تجسّم بخشيدن و روشن ساختن صور ذهنى خود، به تشبيه متوسّل مىشود، مردم عادى و اشخاص كوى و برزن نيز، گاه براى بيان مقاصد خود، به تشبيه توسّل مىجويند و از راه تشبيه مكنونات درونى و ما فى الضمير خود را بيان مىكنند و صور ذهنى را از راه همانندى ممثّل مىكنند زيرا در تجسّم يك موضوع از راه تشبيه بهتر