در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٦
از مفردات الفاظ و مدلول آنها به حسب وضع، آشنا باشد و نيز علم نحو بداند تا معانى مختلف كلام را با اختلاف اعراب بشناسد و نيز به علم تصريف (شناخت ابنيه و صيغ كلمات) كاملا آشنا باشد و چنانچه ناآشنا باشد همچون مفسرى است كه كلمه امام را در آيه: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ...» (آيه ٧١/ اسراء) جمع امّ دانسته و گفته است:
مردم در قيامت به مادرانشان خوانده مىشوند و نه به پدرانشان!
و درباره اين خطائى كه از مفسّر ناآشنا به علم تصريف، سرزده و ندانسته است كه امّ به امام جمع بسته نمىشود، زمخشرى نوشته است: «و من بدع التفاسير انّ الامام جمع امّ و ان الناس يدعون يوم القيامة بامهاتهم، و ان الحكمة فى الدعاء بالامهات دون الاباء رعاية حق عيسى عليه السّلام و اظهار شرف الحسن و الحسين و ان لا يفتضح اولاد الزنى، و ليت شعرى ايهما ابدع اصحة لفظه ام بهاء حكمته؟» ١
مفسر بايد علم اشتقاق هم بداند تا كلماتى را كه از دو ريشه مشتق مىشود و در هريك معنائى خاص دارد بخوبى بشناسد و بتواند اصح اشتقاق را برگزيند، همچون اشتقاق كلمه مسيح از سياحت و مسح.
ديگر آنكه مفسر بايد علوم بلاغى يعنى: معانى، بيان و بديع بداند، تا مطابقت كلام را با مقتضاى حال دريابد و زيبائيها و محسنات كلام را بفهمد.
دانستن علم قرائت و آگاهى از اسباب نزول آيات، به فهم آيات كمك مىكند، زيرا با شناخت از سبب نزول، بهتر معناى آيات را درمىيابيم.
علم قصص نيز از چيزهايى است كه براى مفسر شناخت آن ضرورت دارد، زيرا با شناخت اين علم به مقصود و منظورى كه آيه در باب آن؛ نازل شده بهتر پى مىبريم.
همچنين دانستن علم كلام (- علم اصول دين با استدلال) براى مفسر لازم است، زيرا با آگاهى از اين علم، بهتر به آيات مربوط به نبوت و معاد و ... پى مىبرد.
و نيز بايد به علم اصول فقه، آشنا باشد تا بهتر بتواند از آيات، استنباط احكام كند. مفسر بايد علم حديث هم بداند تا به وسيله آن، بتواند به روايات مناسب معانى آيات، دست يابد. و در نهايت بايد از علم ناسخ و منسوخ و ... نيز اطلاع كافى داشته باشد.
شيخ طوسى، مفسرى است كه بر همه اين علوم، تسلط داشته و جالب توجه