در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٧
«... وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ» «*»
سوره مائده/ ٥
كه طاعنان گفتهاند: چگونه مىتوان گفت: «يكفر بالايمان»؟
و صحيح آنست كه گفته شود: «يكفر المرء باللّه تعالى» يعنى شخص به خدا كافر مىشود و نه به ايمان.
در پاسخ طاعنان، قاضى عبد الجبّار گفته است ٥٤:
مراد و مقصود، جحد و انكار ايمان است؛ زيرا معناى لغوى كفر: غطاء و پوشش است و از باب تشبيه، گفته شده، آن كس كه ايمانش، به كفر كه همان تغطيه و پوشش است، پوشانيده شود، اعمال او و كارهايش همه بر باد خواهد رفت. و اين درست، بدان ماند كه بگويند:
«فلان يكفر بالسلاح» يعنى: فلانى خود را در سلاح پوشانيد.
در واقع، قرآن مجيد، گفته است: هركس نسبت به حكمى كه در بخش نخستين آيه هست و از سوى خدا نازل شده، اعتراضى داشته باشد و انكار كند، اعمال او بر باد خواهد رفت.
در اين آيه، جحد شرايع و جهل بدان، به كفر و پوشش، تشبيه شده و براى مشبّه، مشبّهبه را، استعاره آوردهايم.
در بحث از آيه:
«وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ «**»» سوره يوسف/ ٢٤
كه طاعنان گفتهاند: اين آيه، بر جواز معاصى پيامبران، دلالت مىكند و معلوم مىشود كه پيامبران نيز ممكن است مرتكب معاصى بشوند ليكن اراده خدا، آنان را باز
(*) يعنى: كسى كه انكار كند آنچه را كه بايد بدان، ايمان بياورد، اعمال او باطل و بىاثر مىگردد و در سراى ديگر از زيانكاران خواهد بود.
(**) يعنى: آن زن [- زليخا] از فرط ميل [با آنكه از يوسف جواب ردّ شنيده بود] قصد يوسف را كرد و يوسف نيز [اگر لطف خاصّ خدا و برهان روشن حقّ نبود] آهنگ او را مىنمود، ولى ما، ميل يوسف را از قصد بد و عمل زشت بگردانيم و منصرف كرديم، زيرا كه او از بندگان مخلص ماست.