در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٧٧
علوم بلاغى در زبان عربى، فرا مىرسد؛ زيرا وى با تأليف دو كتاب نفيس و پرارزش خود «اسرار البلاغة» و «دلائل الاعجاز» كه از سجع- تجنيس- استعاره و تشبيه هم سخن گفته است، بلاغت كلام را در تأثير كلام در نفوس و اذهان مىداند پس از عبد القاهر جرجانى و زمخشرى، كسانى كه در علوم بلاغى زبان عربى، كتاب نوشتهاند عقيده تازهاى ابراز نكردهاند و مباحث بلاغى را به تقسيمبندىهاى خشك كشاندهاند و با تعريفات دشوار كه نياز به تفسير و شرح دارد، دوران تعقيد و جمود علوم بلاغى را بوجود آوردهاند.
پيدايش بلاغت در زبان فارسى
شاعران فارسىزبان، از آغاز شعرسرائى به زبان فارسى، در بكار بردن صنايع بديعى، كوشش خاصى داشتند؛ زيرا پس از آگاهى شاعران، از لغت عربى و خواندن اشعار متقدمان و معاصران عربزبان، برخى از لغات عربى وارد شعر فارسى شد، اوزان و بحور شعر عربى هم در شعر فارسى تأثير كرد و فارسىزبانان همان اوزان شعر عربى را گرفتند و همان اصطلاحات عروض عربى را بكار بردند و به همان اسمها ناميدند و بنا به گفته شمس قيس رازى «و عجم در كلّ ابواب آن تابعاند نه واضع و در تسميه اجزاء و اركان و تصدير بحور و اوزان و تقرير يجوز و لا يجوز آن ناقلاند نه مستقل ...» ٥٣.
اين سخن مسلم است كه هرشعرى به هرزبانى كه گفته شود، از تشبيه و استعاره و ديگر فنون بلاغى خالى نيست، شعر فارسى هم در آغاز از چنين ويژگى برخوردار بوده است- هرچند كه ممكن است در آثار شاعران دوره نخستين يعنى دوره طاهريان و صفاريان، شعر فارسى از صنايع بديعى، خالى باشد ولى پس از آن اشعار به شعر رودكى «*» مىرسيم كه در مدح امير نصر مىسرايد و نظامى عروضى ٥٤ درباره اين شعر رودكى مىگويد كه: «اندر اين بيت از محاسن هفت صنعت است» و نظامى هفت صنعت را باز مىگويد و از صنعت مطابق، متضاد، مردف، مساوات، عذوبت، فصاحت
(*)
آفرين و مدح سود آيد همى
گر به گنج اندر زيان آيد همى