در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٤٥
فراوان، بويژه در روزگار اكبر شاه، در هندوستان، متوطن شدند. دوران سلطنت اين پادشاه را عصر طلائى ادبيات فارسى در هند، دانستهاند.
بطور كلى اگر بخواهيم، علل پيشرفت ادب فارسى را در هند زمان بابريان بررسى كنيم بايد بگوييم: دو علت اساسى باعث اين پيشرفت و ترقى بود:
١. پيدايش دربارى علمى و ادبى در هند و تشويق فراوان شاهان هندى، از فضلا و شعراى فارسىگوى و ترويج اينان از زبان و ادب فارسى.
٢. عدم توجه شاهان صفوى به شعر و سخنورى و تشويق نكردن اينان از فضلا و شعراء و حتّى گاه مانع از شعرگويى و شعرسرائى شاعران، در ايران.
مىدانيم كه پس از مرگ تيمور، ميان اولاد تيمور، نفاق و اختلاف رخ داد و تنها تيموريان هند بودند كه شالوده سلطنتى بزرگ در هند ريختند و بيش از سه قرن سلطنت كردند و در واقع، ترقى زبان و ادب فارسى در عهد بابر، يكى از نوادگان تيمور، آغاز گرديد و هندوستان، مركز بزرگ ادب فارسى گرديد و از جهاتى بر ايران آن روزگاران، برترى يافت.
در دوره سلطنت اينان، زبان فارسى، در هند پيشرفت كرد تا آنكه استعمار انگليس بساط اين سلسله را برچيد و كوشيد تا زبان انگليسى را جانشين زبان فارسى كند.
تيمور خونخوار سنگدل در سال ٨٠٠ هجرى با لشكرى انبوه به سوى هندوستان تاخت و بسيارى از مردم بىگناه هند را از دم تيغ گذراند و با غنائم فراوان، مراجعت كرد، جانشينان اين مرد خونخوار، همچون ميرزا شاهرخ، پسر تيمور، در خراسان و ماوراء النهر حكمرانى كرد و پسر ديگر تيمور يعنى عمر شيخ بهادر، هرات را مركز خود قرار داد. برخى از اين امراء فاضلپرور بودند و به ادبيات و شعر فارسى توجه داشتند و دربارشان مركز شعراء و سخنگويان فارسىزبان بود، بويژه در روزگار سلطان حسين بايقرا و وزيرش امير عليشير نوائى.
اولاد پسر ديگر تيمور، به نام ميران شاه بر هندوستان دست يافتند و سالهاى دراز، در آن كشور پهناور، حكمرانى كردند و ادبيات فارسى در زمان اين خاندان به منتهى درجه كمال رسيد و مردم سرزمين پهناور شبهقاره پروانهوار گرد شمع ادب