در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٤٩
الحسنات كما تأكل النار الحطب» پيامبر اكرم، مىخواهد، انسانها را از حسد كه يكى از صفات ناپسند است، برحذر دارد و براى اينكه اذهان را بيشتر توجّه دهد و آدمها را بهتر برحذر دارد گفتار خود را با «ايّاكم» كه از أدات تحذير است، آغاز كرده و براى اينكه شنونده را از محذّر منه (- حسد) بخوبى برحذر دارد و بدان توجّه دهد، فعل و فاعل را هم، براى ايجاز، حذف كرده و براى ربط ميان دو جمله، جمله بعدى را با فاء تعليليّه و حرف تأكيد «أنّ» بيان كرده است و هيأت حاصله ميان حسد و حسنات و از ميان رفتن كارهاى خوب بوسيله قبح و زشتى حسد و بد بودن بيش از اندازه حسد را، به هيأت و كيفيّت حاصله ميان آتش و هيزمى كه در آن افكنده مىشود و مىسوزد و به خاكستر تبديل مىگردد، تشبيه كرده است.
پيامبر اكرم، رعايت احترام ١٣ پدر و مادر را با عبارتى بسيار مؤثر كه جنبه بلاغى آن نيز بسيار قوى است، بخوبى بيان كرده و مىگويد: «أنّ» من الكبائر أن يشتم الرجل والديه» درين حديث، با تقدّم مسند بر مسند اليه و آوردن جمله با حرف تأكيد «أنّ» تحذير بيشترى فهميده مىشود.
درين حديث، مسند اليه، فعل مضارع، «أن يشتم» مىباشد كه به تأويل مصدر مىرود و علّت اينكه، پيامبر اكرم حديث را با «أن» مصدرى و فعل مضارع آورده است، نكتهاى وجود دارد و حال آنكه ممكن بود، گفته شود: «انّ من الكبائر شتم الرجل والديه» و آن نكته اينكه: فعل مضارع، افاده استحضار صورت مىكند و قبح آن كاملا محسوس است و ملموس در صورتى كه «شتم الرجل ابويه» يعنى ناسزا گفتن انسان به پدر و مادرش چيزى نيست تا قبح بىادبى و اهانت به پدر و مادر را در برابر شخص مجسم كند و قبح آن ملموس باشد و به نظر آيد.
حديث «لا يلدغ المؤمن من جحر مرّتين» ١٤، را پيامبر اكرم درباره ابو عزّه جمحى شاعر گفت؛ زيرا وى در جنگ بدر، اسير شده بود و پيامبر او را رها كرد و بار ديگر در جنگ احد شركت كرد و اسير شد، و از پيامبر خواهش كرد تا كه او را آزاد كنند، پيامبر گفت: «لا يلدغ المؤمن ...»
در واقع پيامبر مىخواهد بگويد: شخص مؤمن دو بار فريب دشمن را نمىخورد، ولى اين مسأله را براى اينكه بهتر مجسّم كند و مطلب را بهتر روشن سازد تا در اعماق