در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٧٧
سيّد شريف رضى، گفته است ٦٩: خطاب به سكارى، به علّت زوال عقل از آنان، درست نيست و چون مخاطب، خدا مىباشد، از جهت بزرگداشت مخاطب، مؤمنان، در حالت غير سكر مورد خطاب واقع شدهاند و تقدير آيه، چنين خواهد بود:
«يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة فى المستقبل و انتم سكارى ...»
در باب شبههاى كه اشكالتراشان در آيه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى أَدْبارِها ...» آيه ٤٧/ نساء
يعنى: اى كسانى كه براى شما كتاب آسمانى فرستاده شده [كتاب و كليد هدايت داريد] ايمان آوريد به قرآنى كه فرو فرستاديم، كه تصديقكننده تورات و انجيل شماست، پيش از آنكه چهرهها بگردد و به روىتان، از اثر ضلالت، خطّ محو و بطلان بكشيم يا گونهها را واژگون كنيم.
وارد كردهاند، سيّد شريف رضى، نوشته است ٧٠:
اشكالتراشان مىگويند: بر «وجوه» برخى از اهل كتاب، با وجود استمرار در كفر و اعتقادات نادرست آنان، خط محو و خذلان كشيده نشده است؟
در جواب اينان بايد گفت كه، اين آيه، استعاره است و طمس وجوه و مسخ صورتها يعنى زوال و محو آثار و علائم و نشانههاى آنان بطور كلّى. و باطل شدن نقش صفحه صورت، همچون صفحه كاغذى است كه بر اثر كهنگى و إندراس، خواندن آن دشوار و تشخيص خطوط آن، متعسّر باشد.
و نيز ممكن است بگوييم ٧١: مراد از «وجوه» در اين آيه غير از چهره و روى- كه عضوى از اعضاء بدن است- مىباشد بلكه منظور از «وجوه»: «أماثل القوم و رؤساءهم» مىباشد، همانطور كه مىگويند: «هؤلاء وجوه القوم».
كه در اين صورت، معناى آيه چنين خواهد بود:
«من قبل ان نهلك رؤساءكم و متقّدمى دينكم».
سيّد شريف رضى در بحث از همين آيه، افزوده است كه لفظ «طمس» كنايه از «إهلاك» است و طمس أبلغ و أفصح است از «إهلاك».
و مراد از «وجوه» در اين آيه، أعيان و ذوات است و نه أعضاء و أبعاض همانطور كه مىگويند: «هذا وجه الأمر» و «هذا وجه الرأى» كه منظور، «نفس الشيىء مومى