در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣١٨
قبلا گفته شد كه دوره پيش از اسلام و قرن اول هجرى دوران پيدايش علوم بلاغى و قرن دوّم و سوّم و چهارم هجرى زمان نمو و پيشرفت اين علم است. اكنون مىگوييم كه زمان عبد القاهر جرجانى يعنى قرن پنجم هجرى دوران شكوفا شدن علوم بلاغى است زيرا عبد القاهر جرجانى هرچند كه فقيه شافعى و متكلّم اشعرى است و در نحو نيز كتاب عوامل صدگانه را نوشته ولى بايد گفت كه شهرت عمدهاش، بواسطه دو كتاب، دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه است كه همچون دريائى، نهرهائى از آنها منشعب شده و تشنگان اين وادى را سيرآب كرده است.
مىدانيم كه علوم بلاغى تا زمان وى با علوم ديگر تدوين مىشد ولى سرانجام وى علوم بلاغى را جدا و مستقلا تدوين كرد ٧٠ وى نظرات خود را درباره علم معانى در كتاب دلائل الاعجاز و مباحث بيانى را در كتاب اسرار البلاغه توضيح داده است.
علوم بلاغى پس از عبد القاهر به نامهاى: بديع، معانى و بيان ناميده شده در صورتى كه بعقيده او تمام اينها يك علم بوده كه علم البلاغه مىگفتند و حتى خود وى كلمه بلاغت را به اسرار افزود و كتابش را بدان عنوان ناميد.
پس از عبد القاهر يكى از پيشوايان مذهب معتزلى به نام محمود بن عمر ملقّب به جار اللّه زمخشرى كه در سال ٥٣٨ هجرى فوت شده است، به شكوفا شدن علوم بلاغى كمك كرده؛ زيرا وى با توجّه به كتابهاى عبد القاهر جرجانى اعجاز قرآن را از راه بلاغت آن ثابت و كتاب تفسير الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الأقاويل فى وجوه التأويل را نوشت. و در آن كتاب با بصيرت شگفتى از دقايق و نكات قرآنى بحث كرد و بلاغت قرآن را نشان داد. و بالنتيجه از اين راه اعجاز قرآن را ثابت كرد.
زمخشرى در مقدمه تفسيرش براى دو علم: معانى و بيان مقام خاصّى قائل است و آن دو علم را بر بسيارى از علوم ديگر ترجيح مىدهد و مىگويد: تفسير قرآن بدون آگاهى كامل از اصول و قوانين آن دو علم، نادرست است و تفسير قرآن فقط از راه دانستن معانى كلمات امكان ندارد بلكه در تفسير بايد از راه علوم بلاغى به اسرار و نكات جالب آن پى برد و حتى اعتقاد دارد كه اصولا، معانى قرآن براى آن كس كه از علوم بلاغى آگاهى كامل ندارد، قابل درك و فهم نيست ٧١ و مىتوان گفت كه اهتمام زمخشرى به علم معانى بيشتر است؛ زيرا او معتقد است كه از راه آگاهى به علم معانى