در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٢٠
در واقع تمثيل بهترين وسيلهاى است كه عقل به آن وسيله، معانى غير محسوس را براى افراد كندذهن محسوس مىنمايد و پرده از روى حقايق عقلى برمىدارد و هر ناشناختهاى را شناخته مىگرداند، زيرا گاه هست كه تودهاى از مردم براهين عقلى را نمىتوانند به سادگى درك كنند و از راه تمثيل، حقايق را بهتر مىتوان تفهيم كرد.
بىجهت نيست كه براى تفهيم امر معنوى و فهماندن چيز غير محسوس، مثالى محسوس مىآورند تا كه مطلب بخوبى استنباط گردد و كاملا مركوز ذهن بماند.
تفاوت ميان تشبيه و تمثيل
در لغت، چندان تفاوتى ميان تشبيه و تمثيل نيست، زيرا همانطور كه گفته مىشود: «شبهته اياه و شبهته به تشبيها» همانطور هم گفته مىشود «مثّلنه». ٥
ولى علماى بلاغت ميان تشبيه و تمثيل تفاوت قائل شدهاند، مثلا عبد القاهر جرجانى (م ٤٧١ ه)، در كتاب «اسرار البلاغه» گفته است ٦: تشبيه عام است و تمثيل خاص، و عبارت «اعلم انى قد عرفتك ان كل تمثيل تشبيه و ليس كل تشبيه تمثيلا» يعنى مفهوم تشبيه اعم است از تمثيل، به طورى كه مىتوان گفت: هر تمثيلى تشبيه هست ولى هرتشبيهى تمثيل نيست و تمثيل در حقيقت نوعى از تشبيه است.
در واقع، اگر شباهت ميان دو چيز نياز فراوانى به تأول نداشته باشد، تشبيه است و چنانچه نياز به تأوّل داشته باشد، تمثيل است. ٧
تشبيه چيزى به چيزى از جهت صورت و شكل و رنگ و يا همانندى چيزى به چيزى از جهت صوت و يا از جهت خوى و غرائز، همه تشبيه است و چنانچه نيازى به تأوّل داشته باشد، مثل اينكه بگوييم: «هذه حجة كالشمس فى الظهور» كه حجت به شمس تشبيه شده و البته به تأوّل نياز دارد، هم تشبيه است و هم تمثيل. ليكن بسيارى از تشبيهات، تمثيل نيست، مثلا شعر:
و قد لاح فى الصبح الثريا لمن رأى
كعنقود ملاحية حين نورا