در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٠٧
دانستهاند، وى شعر ذوالرّمه را مثال مىآورد و مىافزايد كه ذوالرمّه درين شعر، اصل را فرع و فرع را اصل قرار داده است ٢٨.
پس از بررسى، در كتاب ترجمان البلاغة رادويانى، باين نتيجه مىرسيم كه رادويانى مانندهكردن چيزى را به چيزى در صورت و هيات و يا صفتى از صفات مثل حركت و سكون و رنگ و شتاب و درنگ كه در صفحه ٣٠ كتابش نقل شده همان مطلبى است كه ابن طباطبا درباره تشبيه گفته و شعر امرؤ القيس و نابغه را نيز مثال آورده است ٢٩.
ابن رشيق قيروانى متوفى به سال ٤٥٦ ه در كتاب العمدة، برخى از اشعارى را كه ابن طباطبا مثال آورده او نيز بعنوان مثال ذكر كرده است و همانطورى كه عقيده ابن طباطبا در باب لفظ و معنى اينست كه:
«للكلام جسد و روح فجسده النطق و روحه معناه» و در جاى ديگر هم مىگويد:
«و الكلام الذى لا معنى له كالجسد الذى لا روح فيه» ٣٠.
ابن رشيق قيروانى هم درين باره مىگويد: ارتباط لفظ و معنى همانند ارتباط روح و جسم است كه با ضعف يكى ديگرى نيز ضعيف و با تقويت ديگرى آن نيز تقويت مىگردد و اگر در لفظ خللى ايجاد شود در معنى هم نابسامانى رخ ميدهد ٣١.
در مورد تشبيه چيزى به چيزى در حركت و هيأت كه ابن طباطبا شعر عنتره و شعر اعشى را، مثال آورده است ابى هلال هم همين اشعار را بعنوان مثال ذكر كرده است ٣٢.
در مورد تشبيه چيزى به چيزى در معنى نه در صورت ابن طباطبا دو بيت از شعر نابغه را ذكر مىكند ولى ابى هلال فقط يك بيت را نقل مىكند ٣٣.
در باب ادوات تشبيه، ابن طباطبا نخستين كسى است كه بحث كرده است اينكه گفتيم نخستين كس از آن جهت است كه ابن معتز كه در سال ٢٧٤ ه كتاب البديع را تصنيف كرده و از ص ٦٨ تا ص ٧٤ كتاب خود را اختصاص به بحث تشبيه داده است، از ادوات تشبيه سخنى نگفته و فقط بذكر مثال پرداخته است، قدامة ابن جعفر متوفى به سال ٣٣٧ ه كه كتاب نقد الشعر را نوشته و صفحات ٥٥ تا ٦٣