در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٨٣
«تغلب» به اخطل، علاقه بيشترى نشان مىدادهاند.
در دوران بنى اميّه، در مساجد، مجالس بحث و مناظره، ميان شاعران در مىگرفت و شاعرى به شعر شاعر ديگر، عيب و ايراد مىگرفت همچون كثّير عزّة (كثير بن عبد الرحمن) متوفى به سال ١٠٥ هجرى كه بر شعر عمر بن ابى ربيعه، متوفّى به سال ٩٣ هجرى ايراد گرفت ١٥.
سرزمين عراق در زمان بنى اميّه، از تحرك فكرى بيشترى برخوردار بود و محافل مناظره و مجالس نقد و انتقاد، فراوانتر بود و همين مسأله خود موجب عصبيّتهاى قبيلهاى شده بود و شعراء به هنگامى كه گرد هم جمع مىشدند به مجادله مىپرداختند و گاه تعصّبات قبيلهاى آنان نيز ظاهر مىشد و هرقبيله مىكوشيد تا برترى خود را در شعر و شاعرى به ثبوت رساند. فرزدق به بنى تميم مىنازيد و ديگر قبائل را هجو مىكرد و جرير قبيلههاى مخالف خود را هجو مىكرد. مربد بصره در دوره اسلامى، شباهت كاملى به سوق عكاظ، «*» در جاهليّت پيدا كرده بود، زيرا شعراء در مربد بصره، گرد مىآمدند و به مجادله با يكديگر مىپرداختند و نداى «انا اشعر»- من برترين شاعرم- را، سر مىدادند و گاه هم به مجادله و تهاجى يكديگر مىپرداختند و مردم را هيجانزده مىكردند و هريك از اين شاعران، طرفداران و مخالفانى هم داشتند كه به سود و زيان آنان شعار مىدادند «و لكلّ شاعر حزب ينتصر له و يتعصّب له» و گاه شدت تهاجى بجايى مىرسيد كه والى بصره را هم به ستوه مىآورد و به قول احمد امين ١٦ «و ما زال جرير و الفرزدق يتهاجيان حتّى ضجّ والى البصرة فهدم منازلهما بالمربد.».
نتيجه مناظرات در مربد بصره، پيدايش نقائض بود، زيرا تاريخنويسان عرب، اين مناظرات را، نقائض نام نهادند. مجموعه بزرگ نقائض ميان جرير و فرزدق معروف است. و به قول امين ١٨، شاعر طرفدار جرير قصيدهاى در هجو فرزدق بر وزن خاصّ و
(*) احمد بن ابى يعقوب، معروف به: يعقوبى در تأليف بسيار مهّم خود كه در قرن سوم هجرى نوشته، اسواق عرب را ده سوق دانسته كه براى امور تجارى و ديگر مسائل اجتماعى و سياسى و گاه ادبى، هركدام در زمان معيّنى، تشكيل مىشده و يكى از اين اسواق، سوق عكاظ است كه از لحاظ مكان در بالاى نجد قرار داشته و در ماه ذىقعده، دائر مىشده و بسيارى از مفاخرات و پيمانهاى صلح ميان قريش و ديگر عربها در همين بازار انجام مىشده است [١٧] .