در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٥١
مىكند، جنگ هم، جنگاوران را نيست و نابود مىكند.
عبارتى را كه پيامبر در روز جنگ حنين گفته است، بتدريج مثل رائع و زيبائى شده كه در هنگام جنگ شديد ميان دو تن يا جماعتى گفته مىشود و علماى بيان، آنرا استعاره تمثيليه گويند ١٥.
در گفتار پيامبر اكرم، مجاز مرسل، بطور طبيعى بكار رفته و هيچگونه تصنّع و تكلّفى در گفتار آن بزرگوار نيست. مجاز مرسل يعنى لفظى در غير معناى حقيقى خود، با علاقهاى غير علاقه مشابهت بكار رود، بشرط اينكه قرينهاى كه مانع از اراده معناى وضعى است، وجود داشته باشد.
پيامبر اكرم، روزى، درباره اهميّت صدقه دادن و خوددارى، از سؤال و گدائى، سخن مىگفت، در ضمن گفت: «اليد العليا خير من اليد السفلى) كه منظور از يد عليا، دستدهنده و غرض از يد سفلى، دست گيرنده است.
بيان پيامبر، در نهايت بلاغت است و شيوائى؛ زيرا پيامبر گفته است كه:
مسلمان بايد، مناعت طبع داشته باشد و دست گدائى به سوى اين و آن دراز نكند ولى چون دين اسلام، شريعت سهله سمحه است و آسانگير، براى آنان كه نمىتوانند كار و كسبى داشته باشند، راهى درست كرده كه به آنان صدقه داده شود «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ ...» ١٦.
اگر گفتار پيامبر خوب بررسى شود و در تصويرى كه از حالت معطى (- دهنده) و گيرنده، از اين گفتار فهميده مىشود، بخوبى دقّت شود، باين نتيجه مىرسيم كه:
دست گيرنده كه دراز شده تا چيزى را بگيرد، در مرحله سفلى و دستدهنده كه عطائى را مىبخشد و عزيزست، در مرحله علياست ١٧.
گفتن عليا و سفلى به صيغه تفضيل، حاكى از بعد و دورى بيش از اندازه است و ممدوح و مذموم بظاهر دست مىباشد ولى در واقع صاحب دست و دو شخص مىباشند كه در دو مرتبه عالى و نازل قرار گرفتهاند و پيامبر مىخواهد با گفتن «يد» صاحب يد را اراده كند، با علاقه جزئيّت و كليّت، تا مجاز مرسل باشد و چون دست، وسيله عطا و اخذ و دادن و گرفتن است، اخّص از ديگر اعضاء بدن است و لذا به يد، تعبير شده است.