در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٨
مىدارد.
قاضى عبد الجبّار، در پاسخ اينان گفته است ٥٥:
نسبت دادن كلمه «همّ» بدان دو، بطور مطلق، نيست يعنى درباره يوسف، مقيّد است و جمله «لو لا ان رآى برهان ربّه» به دنبال آن، آمده در صورتى كه نسبت دادن «همّ» يعنى قصد و تصميم بر كامجويى براى زليخا، مطلق است و بدون قصد و شرط. به عبارت ديگر «همّ» از سوى يوسف، مشروط و مقيّد مىباشد كه همان روح ايمان و تقوا و تربيت نفس و مقام عصمت است ولى از سوى زليخا، مطلق مىباشد و مقيّد به چيزى، نيست.
اينست كه قاضى عبد الجبّار، گفته است: در اين آيه، معناى مجازى كلمه «همّ» مورد نظر است و نه معناى حقيقى آن [كه عزم بر مواقعه با زليخا بوده باشد].
معناى مجازى مورد نظر قاضى عبد الجبّار، اينست كه بگوييم:
«انّه اشتهى ما دعته اليه»
و جمله «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ» خود قرينهايست بر اينكه، خدا بدى و فحشاء را كه همان آلودگى و بىعفّتى باشد، از يوسف برطرف كرد و جمله «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ» قرينه ديگرى است كه دلالت مىكند بر برگزيده بودن يوسف، علاوه بر همه اينها در آيه ششم همين سوره، يوسف «مجتبى» و برگزيده، معرّفى شده و قرآن درباره او گفته است:
«كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ ...» سوره يوسف/ ٦
امام فخر رازى نيز يكى از وجوه مختلف موجود در آيه مزبور را، چنين گفته است ٥٦:
تفسير «همّ» به معناى شهوت و ميل، در لغت فراوان است مثلا مىگويند:
«فى ما لا يشتهيه: ما يهمّنى هذا. و فى ما يشتهيه: هذا اهمّ الاشياء الىّ».
قرآن مجيد نيز، خواست و شهوت يوسف را «همّ» گفته است.
بنابراين معناى آيه: «و لقد اشتهته و اشتهاها لو لا ان راي برهان ربه ...» مىباشد.
در باب «برهان پروردگار» نيز اقوال گوناگون وجود دارد.