در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٨٤
كتب بلاغى و نقدى متداول آن روزگاران به مناسبتهاى مختلف اشاره مىكند كه متأسفانه برخى از آنها را دست حوادث روزگار از ميان برده و جز نام، چيزى از آنها نمانده است ٤؛ رابعا از مطالب كتاب چنين استنباط مىشود كه سبك ابيات در نثر و شيوه متنبّى در شعر ميان نويسندگان و شعراى اندلس متداول شده است، و نويسندگان و شعراى آن ديار از اينان دنبالروى مىكردهاند.
مؤلف كتاب از خاندان علم و ادب و فرهنگ و وزارت در اشبيليه اندلس بوده است و تمام كسانى كه از او آگاه بوده و برايش شرححال نوشتهاند، او و خاندان بافرهنگش را ستودهاند جز فتح بن خاقان كه در كتاب «قلائد العقيان» ٥ مؤلف را نكوهش كرده است كه البته شايسته آن نكوهش نبوده است.
به طور كلى، كلاعى از علماى قرن ششم هجرى است و تاريخ ولادت و فوت او به درستى معلوم نيست ولى مسلم است كه در آغاز قرن ششم به دنيا آمده و در اواسط قرن و يا اندكى بعد فوت شده، و عماد ٦ اصفهانى متوفى به سال ٥٩٧ هجرى در كتاب «خريدة القصر و جريدة العصر» كه از شعراى عراق عجم و شام و جزيره و مصر و مغرب و اندلس تا سال ٥٧٢ هجرى سخن گفته، نوشته است كه پدر مؤلف كتاب «احكام صنعة الكلام» تا سال ٥٣١ هجرى زنده بوده است.
مؤلف از خاندان علم و دانش بوده و پدرش، ابو محمد عبد الغفور، در ديار اندلس وزير بوده است. جد مؤلف «ذو الوزارتين» در عنفوان جوانى فوت شده و مؤلف در رثاى جدش مرثيهاى سروده است.
از نوشتههاى مؤلف چنين برمىآيد كه وى در فنون مختلف دانش آن روز اطلاعات وسيعى داشته ولى بيشتر فعاليت وى در دو رشته ادب و شريعت بوده و از جمله آثار او مىتوان كتب زير را اسم برد:
١- احكام صنعة الكلام.
٢- الانتصار لابى الطيب كه مؤلف در كتاب احكام صنعة الكلام چند بار از اين كتاب اسم برده است و ابن الابار هم در كتاب التكملة نوشته است: «و الف كتاب الانتصار».
٣- الساجعة و الغربيب.