در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٧٤
شدهاند ٣٩.
قدامه، در مقدمه كتاب مىگويد: چون در نقد شعر كتابى نديدم، كه شعر خوب را از بد تميز دهد، لذا اين كتاب را نوشتم و گفتارم، بيشتر درباره شعر است و نه در ديگر اقسام كلام.
٨- كتاب «نقد الشعر» منسوب «*» به قدامة بن جعفر و يا به تعبير صحيحتر كتاب «البرهان فى وجوه البيان» نوشته ابو الحسين اسحق بن ابراهيم بن وهب معروف به «ابن وهب» كه در قرن چهارم هجرى مىزيسته است.
درين كتاب از: تشبيه، لحن، رمز، وحى، استعاره، امثال، لغز، حذف و مبالغه بحث شده است و مؤلّف به فنون شعر نيز پرداخته است، از قصيده، رجز، مسمط و مزدوج هم بحث كرده و شايد بتوان گفت كه نويسنده كتاب، نخستين كسى باشد كه در لغز بابى نوشته و آنرا تعريف لغوى كرده و سپس مثالهائى ذكر كرده است ٤١.
٩- ابو الحسن على بن «**» عيسى الرّمانى متوفّى به سال ٣٨٦ هجرى رساله «النكت فى اعجاز القرآن» را نوشته است وى، براى بلاغت سه درجه قائل است و درجه اعلى را ويژه قرآن مجيد مىداند، و بلاغت را به ده قسم منقسم مىكند: ايجاز- تشبيه- استعاره- تلاؤم- فواصل- تجانس- تعريف- تضمين- مبالغه و حسن بيان.
رمانى هريك از مباحث را توضيح مىدهد و براى هريك از آنها از آيات قرآنى استشهاد مىكند و ندرة به شعر و يا نثر عربى براى شاهد مثال، متوسل مىشود.
رمانى، از تشبيه و استعاره، بطور دقيق بحث كرده است.
١٠- قاضى
على بن عبد العزيز
«