در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٥٥
خالِدِينَ فِيها أَبَداً» (مائده/ ٥٧).
ختم مىشود. تفسير مزبور در دو جزء نوشته شده و در يك مجلّد به چاپ رسيده است.
اين مفسّر، در مقدّمه جزء اوّل از اعجاز و اينكه قرآن براى عرب معجزه بوده و اينكه در هرعصرى چيزى حائز اهميّت بوده و معجزه محسوب مىشده، سخن گفته و افزوده است كه مثلا، در عصر موسى به علّت صناعت سحر، موسى از معجزه عصا، بهره برد و در روزگار مسيح به علّت رواج علم طبّ در فلسطين، معجزه عيسى هم، شفاء ابرص و اعمى و اكمه بوده- خارج از حدود قوانين طبّ و مقارن ظهور پيامبر اكرم «ص» قوم عرب از لحاظ كلام و شعر، پيشرفتى داشت و تنها چيزى كه مىتوانست براى آنان معجزه باشد، كلام برتر و گفتار شيواتر از گفتار خود آنان بود، اين بود كه قرآن با آن بلاغت و فصاحت برتر، مىتوانست براى آنان معجزه به شمار آيد.
بلاغى نجفى، در مقدّمه تفسير خود، اعجاز قرآن را از جنبههاى گوناگون بررسى كرده و قرآن را از اين جهت كه نظام تشريعى عادلانهاى در آن وجود دارد، معجزه دانسته؛ زيرا مفسّر مقرّرات و قوانين قرآنى را با نظامهاى جور و ستم مقايسه كرده و نتيجه گرفته كه آن گونه شرايع از فكر سخيف بشر سرچشمه گرفته و شريعت اسلام از منبع وحى الهى ١٩.
مفسّر، از جنبه اخلاقى هم قرآن را معجزه دانسته و بر آن است كه قرآن در دوران توحّش و بربريت عرب، نازل شده و زمانى كه عرب در ظلمت جهل فرو رفته بود، انوار نورانى قرآن، دنياى تاريك عرب را روشن ساخت و مسائل اخلاقى آن همچون آيه:
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» «*» (نحل/ ٩٢)
و آيه: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ...» (حجرات/ ١١)
(*) ابو السعود محمد بن محمد عمادى، متوفّى به سال ٩٥١ هجرى در تفسير خود، ذيل آيه مزبور، از قول ابن مسعود نوشته است: «هى اجمع آية فى القرآن للخير و الشّر و لو لم يكن فيه غير هدّة الآية الكريمة لكفت فى كونه تبيانا لكل شىء ...» و افزوده است كه فعل مضارع «يامر» در اين آيه، «لافادة التجدد و الاستمرار ...» مىباشد ٢٠.