در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨١٨
مىتوان يك سلسله مسائل مربوط به علم نحو را از كتب بلاغى اين قرون، استخراج كرد ٥ و شايد بتوان گفت كه از جهت جمعآورى آراء نحوى در كتب بلاغى و از ميان نرفتن آن آراء، داراى ارزش باشد و نيز شايد بتوان گفت كه بحث از مسائل مختلف در كتب بلاغى در تشحيذ ذهن مؤثّر است.
رويهم رفته بايد گفت كه دو كتاب «تلخيص المفتاح» و «الايضاح» خطيب قزوينى در اين دوران، منشاء اثر شگفتى در مسائل بلاغى شدند و سيطره اين دو كتاب در حوزههاى درسى علوم بلاغى؛ بخوبى مشهور است؛ بطورى كه قلقشندى مىگويد: ٦ «بيشتر تكيه مردم زمان ما در علوم بلاغى بر «تلخيص المفتاح» قاضى جلال الدّين قزوينى است.» و همو نيز، آنگاه كه ديگر كتب بلاغى مثل روض الازهار و كتاب الايضاح ابن مالك «*» را اسم مىبرد و مىافزايد كه مشهورترين كتب بلاغى در ديار مصر «تلخيص المفتاح» قاضى القضاة، جلال الدّين قزوينى است كه بر آن شروح فراوانى هم نوشته شده است. ٧
سيطره دو كتاب خطيب قزوينى بر مسائل بلاغى اين دوران، به اندازهاى بود
(*) سيوطى در «بغية الوعاة» از قول صفدى نوشته است كه «بدر الدين ابن مالك» دانشمندى تيزهوش بوده در علم نحو و معانى و بيان و بديع و عروض و منطق، تأليفاتى دارد. چون پدرش ابن مالك معروف، ناظم الفيه مشهور در نحو، در دمشق فوت شد او را به آن شهر فراخواندند او هم در دمشق به تصنيف كتاب و تدريس اشتغال ورزيد و كتب فراوانى نوشت كه يكى از آنها «المصباح فى اختصار المفتاح فى المعانى» است. وى در سال ٦٨٦ فوت شده است. (ر ك: «بغية الوعاة»،/ ٩٦ و ٩٧).
ابن العماد نويسنده «شذرات الذهب في اخبار من ذهب» نيز بدر الدين بن مالك را در فقه و نحو و اصول و معانى و بيان، صاحبنظر دانسته و علاوه بر «المصباح ...» كتابى در عروض به نام «شرح غريب التصريف» ابن حاجب و «شرح لاميه» پدرش در علم صرف و «شرح الفيه» پدرش را از او دانسته است. (ر ك: «شذرات الذهب»، ٥/ ٣٩٨).
نويسنده «معجم المطبوعات»، در جلد يكم/ ٢٢٢ نوشته است كه پدر هم معروف به ابن مالك و ملقب به جمال الدين طائى شافعى بود و در سال ٦٧٢ هجرى فوت شد و الفيّه معروف در نحو و صرف و در بحر رجز را او سروده است به قول معروف: «و كان نظم الشعر سهلا عليه رجزه و طويله و بسيطه».
و نيز در صفحه ٢٣٤ محمّد بن عبد اللّه بن مالك ملقب به ابن ناظم و معروف به بدر الدين بن جمال الدين طائى دمشقى را «اماما فهما ذكيّا حادّ الخاطر» و در نحو و معانى و بيان و بديع و عروض و منطق، استاد كامل دانسته و تاريخ فوتش را سال ٦٨٦ هجرى به بيمار قولنج ذكر كرده است.