در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨٠٥
كلاعى در باب اين حديث مفصّلا بحث كرده و سخن آنان را كه گفتهاند «هذا ذمّ للبيان» نادرست دانسته و افزوده است كه اين گفته، «جهل ظاهر و خطل بين» است؛ زيرا اوّلا عرب به فضيلت «بيان» ستوده شده و ثانيا «بيان» يكى از نعم الهى است كه خداوند به انسان عطا كرده «... عَلَّمَهُ الْبَيانَ» و ثالثا برخى از منطقيون در تعريف انسان گفتهاند: «حدّ الانسان: الحىّ الناطق، المبين».
كلاعى افزوده است كه هدف اصلى پيامبر اكرم از حديث «انّ من البيان لسحرا» اين بوده كه سخن، گاه ممكن است حقّ را بپوشاند و آدمى را به اشتباه اندازد و لذا مشتبهبه سحر است كه چشم و گوش را به اشتباه مىاندازد و اينگونه سخنان را پيامبر اكرم، مكروه مىشمرده و ناخوشايند مىدانسته است.
كلاعى اضافه كرده كه من در گفتار پيامبر اكرم، كراهت و ناخوشايندى و نكوهشى در ذمّ «بيان» نمىبينم؛ زيرا اين حديث همچون مثل سائرى شده و فرموده پيامبر اكرم هم در مقام مدح «بيان» است و نه ذمّ و نكوهش آن. ٦٦
حصرى قيروانى در كتاب «زهر الآداب» ٦٧ در فصلى كه از فضيلت بيان سخن گفته، فرموده پيامبر اكرم را چنين نقل كرده است: «انّ من البيان لسحرا، و انّ من الشعر لحكمة. و يروى لحكما، و الاوّل اصحّ» سپس افزوده است كه برخى از اهل دقّت و نظر گفتهاند: «انّ من بعض البيان لسحرا».
علّامه عبد الرؤف المناوى كه احاديث پيامبر اكرم را در «جامع الصغير» سيوطى، شرح كرده، نوشته است: ٦٨ همانطور كه ساحر با سحر خود چيز باطلى را در چشم مسحور مىآرايد تا اينكه او، آنرا راست پندارد، گوينده سخن نيز با مهارت در سخنگويى و بيان و تفنّن در بلاغت، خرد سامع را مىربايد و او را در تفكّر و تدبّر در آن موضوع باز مىدارد، به طورى كه او چيز باطل را حقّ مىپندارد و حقّ را باطل مىانگارد و سخن ابن قتيبه هم كه گفته است:
«انّ منه ما يقرب البعيد و يبعد القريب و يزين الباطل القبيح و يعظم الصغير فكانّه سحر ...».
در همين مورد است، مناوى افزوده است كه اين بيان و گفتار پيامبر اكرم، بنا به گفته ميدانى ٦٩ درباره استحسان نطقى است.