در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٠٦
الصناعتين مىگويد و حتى عبارت «و قد فاز قوم بخلال شهروا بها من الخير و الشر و صاروا اعلاما فيها» كه ابن طباطبا در ص ٢٣ كتاب عيار الشعر گفته است، ابى هلال عسكرى هم در ص ٢٤٣ كتاب الصناعتين، چنين گفته است:
«... و شهر قوم بخصال محمودة فصاروا فيها اعلاما فجروا مجرى ما قدمناه كالسموأل فى الوفاء و حاتم فى السخاء و الأحنف فى الحلم و سحبان فى البلاغة و قس فى الخطابة و لقمان فى الحكمة». و حتى در هردو كتاب، افرادى كه به صفات بد و ناپسنديده نيز شهرت يافتهاند، همچون باقل در كودنى و هبنقه در حمق و ابلهى، ذكر شده است ٢٥.
عبارت «فاحسن التشبيهات، اذا عكس لم ينتقض» را كه ابن طباطبا در ص ١١ كتاب عيار الشعر گفته است، ديگران نيز بعد از او گفتهاند. مثلا محمد بن عمر الرادويانى كه كتاب ترجمان البلاغه ٢٦ را در نيمه قرن پنجم هجرى تصنيف كرده است در ص ٣٠ مىگويد:
نيكوترين تشبيه آنستكه: «چون باشگونه كنيش تباه نگردد و نقصان نپذيرد ...».
رشيد الدين وطواط در ص ٤٢ كتاب حدائق السحر مىگويد:
«و در صنعت تشبيه نيكوتر و پسندهتر آن باشد كه اگر عكس كرده شود مشبهبه بمشبه ماننده كردهايد سخن درست بود و معنى راست» ٢٧.
و نويسنده كتاب ابدع البدايع مىگويد: «بهترين تشبيهات آن است كه عكس آن نيز بشايد كرد».
شمس قيس رازى نيز در ص ٣٤٥ كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم مىگويد:
«و بهترين تشبيهات آن بود كه معكوس توان كرد يعنى مشبه و مشبهبه را به يكديگر، تشبيه توان كرد، چنانكه شب را به زلف و زلف را به شب و نعل را به هلال و هلال را به نعل.
ابن اثير، تشبيهى را كه مشبهبه، مشبه و مشبه، مشبهبه شود تشبيه طرد و عكس ناميده و افزوده است كه برخى از علماء علم بيان آنرا (غلبة الفروع على الاصول)