در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٣٥
نتيجهگيرى مىشود كه اعجاز قرآن در تناسب و همآهنگى و تلاوم الفاظ و كلمات است.
نويسنده كتاب «الطراز» عقيده رمانى را در جلد سوم «الطراز» در فصل اعجاز قرآن، در مبحث معتقدان به اعجاز قرآن از جنبه بلاغى، نقل كرده ولى عقيده رمانى را در اين باره به طور كامل توضيح نداده و نگفته است كه به عقيده رمانى، اعجاز قرآن از جنبه بلاغى، به معنى مربوط مىشود و يا به لفظ وابستگى دارد. ٣
اظهارنظر سيوطى در كتاب «الاتقان» درباره رمانى و سخنان او درباره اعجاز قرآن از گفته ديگران روشنتر و به صواب نزديكتر است. ٤
از تفسير بزرگى كه رمانى تأليف كرده، تنها بخش آخر تفسير (يعنى جزء سىام) به ما رسيده است، ولى از رساله معروف او به نام «النكت فى اعجاز القرآن» كه در مصر در مجموعهاى به اسم «ثلاث رسائل فى اعجاز القرآن» با تحقيقات و تعليقات استاد محمد خلف اللّه و دكتر محمد زغلول سلام، چاپ شده، چنين استنباط مىشود كه رمانى اعجاز قرآن را از راه بلاغت آن ثابت كرده و معجزه بودن قرآن را در بلاغت آن دانسته و براى بلاغت هم سه مرحله قائل است كه عالىترين مرحله آن درجه بلاغت قرآن است. ٥
رمانى بلاغت را در اين نمىداند كه گوينده بليغ، مفهوم ذهنى خود را به كسى برساند و يا مفهوم و معنايى را به شنوندهاى تفهيم كند، بلكه بلاغت را رساندن معنا به قلب شنونده مىداند در نيكوترين لفظى، و نمونه عالىترين نوع بلاغت را هم در قرآن مجيد.
سخن رمانى چنين است: «و انما البلاغة ايصال المعنى الى القلب فى احسن صورة من اللفظ فاعلاها طبقة فى الحسن بلاغة القرآن و اعلى طبقات البلاغة للقرآن خاصة». ٦
رمانى بلاغت را در ده چيز به شرح زير مىداند: ايجاز- تشبيه- استعاره- تلاؤم- فواصل- تجانس- تصريف- تضمين- مبالغه- حسن بيان.
او در آغاز، هريك از اين مباحث را تعريف كرده و اقسام آنرا بيان نموده و سپس براى هريك از موضوعات دهگانه، مثالى از آيات قرآنى آورده است. مثلا در باب ايجاز گفته است ٧: ايجازى كه تقليل الكلام من غير اخلال بالمعنى باشد، از مقوله بلاغت