در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٨
نيست؛ زيرا در بسمله، براى استعانت است و در مورد دوم، براى شكر است ٢٠.
و نيز در پاسخ طاعنانى كه گفتهاند: در آيه ١٨٧ سوره اعراف كه قرآن گفته است: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» «*». كلمه «يسألونك» تكرار شده و چه فايدهاى بر آن مترتّب است؟
در جواب مىگوييم:
در عبارت نخستين «يسألونك» پرسش از وقت و زمان قيامت است كه گفته شده علم و آگاهى آن، نزد خداست و مصلحت در آنست كه آشكارا نگردد تا كه بنده، خائفا يترقّب باشد و در عبارت دوم كه «يسألونك» تكرار شده، پرسش از نفس قيامت است، بنابراين تكرار نيست ٢١.
برخى از طاعنان گفتهاند كه در قرآن، گاه لفظ، تكرار نشده ولى يك معنى و يك مفهوم تكرار شده مثلا در آيه ٣ و ٤ سوره آل عمران (٣) در آغاز آيه، قرآن گفته است: «نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ...» و سپس در آيه بعدى كه از لحاظ معنى نيز دنباله همين آيه است، قرآن گفته «وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ ...» كه در پاسخ مىگوييم: چنانچه در عبارت و يا آيهاى، معنى و غرض و مقصود، مختلف باشد، تكرار شمرده نمىشود. در همين آيات، در مورد نخست، قرآن گفته كه اين كتاب را خدا بر تو نازل كرده و كتابهاى پيشين را تصديق مىكند و در آيه بعدى، گفته است: همانطورى كه خدا تورات و انجيل را براى هدايت مردم فرستاده، قرآن نيز براى هدايت است و جداكننده ميان حقّ و باطل مىباشد، بنابراين در دو مورد خاص است و اصولا تكرار در معنى هم نيست؛ زيرا دو مفهوم است و دو غرض ٢٢.
بعضى كه تفاوت لغوى كلمات را نمىدانند، استعمال دو كلمه مترادف قريب-
(*) يعنى: اى محمّد «ص» ترا از رستاخيز پرسند كه كى بپا شود؟! بگو: علم آن نزد پروردگار منست كه جز وى كسى آن ساعت را روشن و ظاهر نتواند كرد، آن ساعت (شأنش) در آسمانها و زمين بسى سنگين و عظيم است، نيايد شما را مگر ناگهانى. از تو مىپرسند كه گويى تو كاملا بدان آگاهى. بگو علم آن ساعت محقّقا نزد خداست ليكن اكثر مردم بر اين حقيقت آگاه نيستند.