در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٧٨
حمل مىكنند و مىگويند: معناى زنده گردانيدن مردگان، حفظ دماء است، همانطور كه در آيه ١٧٩ سوره بقره و نيز در آيه: «... وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ...» (مائده/ ٣٢) مىباشد.
شيخ محمد عبده «*» و شاگردش- محمد رشيد رضا- «**» از قول طاعنان و اهل شبهه گفتهاند:
اولا اين قصه در تورات وجود ندارد و معلوم نيست از كجا در قرآن مجيد راه يافته است؟ آنگاه در جواب گفتهاند: قرآن مجيد، آنرا از سوى خدا بيان كرده با توجه به اينكه همين قرآن درباره بنى اسرائيل گفته است: «... يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ...» (مائده/ ١٣).
و ثانيا اهل شبهه برآنند كه اين حادثه در زمان معينى و براى افراد مشخصى رخ نداده، بلكه اين خود در بنى اسرائيل رسم بوده و به صورت قانون درآمده است، بدين معنا كه اگر كسى كشته مىشد و قاتل ناشناخته بود، لازم بود كه گاو مادهاى را بكشند و پيران آن ديار، دستهاى خود را بشويند و سپس بگويند: «ان ايدينا لم تسفك هذا الدم. اغفر لشعبك اسرائيل» آن كس كه چنين نكند و اين عبارت را نگويد، او را متهم به قتل مىكردهاند.
البته شيخ محمد عبده، بارها به شاگردان خود گفته بود كه بايد از اينگونه قصههاى اسرائيلى كه مأخذ و ريشه درستى ندارد اجتناب كرد، زيرا آنان كه مسائل تاريخى را بررسى مىكنند با ما همعقيدهاند و مىگويند: «لا يوثق بشىء من تاريخ تلك الازمنة التى يسمونها ازمنة الظلمات الا بعد التحرى و البحث و استخراج
(*) يكى از كسانى كه جزء پيروان مكتب عقل در تفسير مىباشد، شيخ محمد عبده (م ١٣٢٣ ه. ق) است. او يك مصلح اجتماعى و سياسى بود و در ضمن هم معلمى توانا و مفسرى بزرگ. هدفش از نوشتن و تقرير تفسير، تنزيه قرآن از اسرائيليات و خرافات بود. در اين راستا بنا به خواهش شاگرد بزرگوارش- محمد رشيد رضا- در غره محرم سال ١٣١٧ ه. ق درس تفسيرى آغاز كرد و تا سال ١٣٢٣ ادامه يافت و آخرين آيهاى را كه تفسير كرد «وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً» (نساء/ ١٢٥) بود.
(**) محمد رشيد رضا نيز از پيروان مكتب عقل در تفسير مىباشد كه پس از فوت استادش دنبال كار او را گرفت و تا آيه ١٠١ سوره يوسف را تفسير كرد و تفسير قرآن را تا جزء دوازدهم ادامه داد.