در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٠٠
«قال رسول اللّه: انّ هذا القرآن هو حبل اللّه المتين و هو النّور المبين و الشّفاء النّافع، عصمة لمن تمسّك به.».
الخازن، از قول ابن عباس نقل كرده است:
«تمسّكوا بدين اللّه لانّه سبب يوصل اليه.».
« قيل: حبل اللّه هو القرآن لانّه ايضا سبب يوصل اليه.»
خلاصه اينكه، خداى بزرگ در اين آيه، مسلمانها را به اتّحاد و وحدت دعوت مىكند و آنها را از تفرقه، به صيغه نهى «لا تَفَرَّقُوا» بازمىدارد «*»و «حبل اللّه» هم در مفهوم وسيع آن، خواه قرآن باشد و خواه اسلام، مآل و بازگشت همه يك چيز است و منظور اصلى، هرگونه وسيله ارتباط با خداست.
شيخ محمد عبده، در بحث از آيه مزبور ذيل كلمه «وَ لا تَفَرَّقُوا» گفته است:
يكى از طرق تفرقه، ايجاد مذاهب گوناگون است، و ديگرى، داشتن تعصّب نژادى كه در جاهليّت متداول بوده، همانطور كه هماكنون نيز در برخى از كشورها هست و خود را نژاد برتر دانسته و به برترى نژاد معتقد شدهاند، در جايى كه به قول شيخ محمد عبده، پيشرفت يك كشور و ارتقاء يك مملكت، ارتباطى به برترى نژاد ندارد، بلكه به اتّحاد و اتفاق ساكنان آن كشور ارتباط دارد.
برترى نژاد، عداوت و دشمنى و كينهتوزى ايجاد مىكند و چهبسا كه افراد يك كشور بتوانند با وجود نژادهاى گوناگون و حتّى اديان مختلف، با داشتن اتّفاق و اتّحاد و اعتصام به حبل اللّه، به پيشرفتهايى دست يابند. روى همين اصل هم هست كه قرآن، پس از امر به اعتصام و اتحاد و وحدت، نهى از تفرّق و اختلاف را متذكر شده تا كه
(*) آلوسى نوشته است: «وَ لا تَفَرَّقُوا» يعنى: «لا تتفرّقوا عن الحقّ الّذى امرتم بالاعتصام به.» و بعضى هم گفتهاند كه نبايد ميان شما اختلاف و نزاع باشد.
ر ك: روح المعانى فى تفسير القرآن ج ٢ ص ١٩
شيخ طوسى هم در ج ٢، ص ٥٤٥ و ٥٤٦ التبيان، نوشته است.
يعنى همانطور كه با «حبل» (ريسمان) مىتوان هرچيز را از قعر درّه يا ته چاه ژرف به بالا كشيد، با ريسمان خدايى هم، آدمى مىتواند خود را از چاه تاريك غرائز سركش و درّه جهل و نادانى نجات دهد تا از پستىها به معنويات عاليه، عروج كند.