در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٥٨٩
كتاب به كليّات اختصاص يافته و مثلا گفته است:
«كلّ ما علاك فاظّلك فهو سماء» يعنى هرچه كه بالاى سرت باشد و بر تو سايه اندازد آسمان ناميده مىشود. يا مثلا هرچه موافق حقّ نباشد، آنرا «فاحشه» گويند.
«كلّ امر لا يكون موافقا للحقّ فهو فاحشة».
يا مثلا: هر چه كه سرانجام آن به هلاكت منتهى شود، «تهلكة» است.
«كلّ شيئ تصير عاقبته الى الهلاك فهو تهلكة».
يا مثلا: هر بوستانى كه داراى ديوار باشد، حديقه ناميده مىشود.
«كلّ بستان عليه حائط فهو حديقة. و الجمع: حدائق».
و نيز در قضاوت ميان دو كلمه «شعار» و «دثار» ثعالبى گفته است:
كلّ مايلى الجسد من الثياب فهو شعار و كلّ مايلى الشعار فهو دثار» ٤٤
و در تفاوت ميان «رائع» و «طرفه» ثعالبى گفته است: «كلّ ما يروعك من جمال او كثرة فهو رائع، و كلّ شيئ استجدته «*» فاعجبك فهو طرفة».
ثعالبى، در تفاوت ميان «لسعة» و «لدغة» و «نهشة» گفته است:
«كلّ ضارب بموخّره يلسع كالعقرب و الزنبور»
«كلّ ضارب بفمه يلدغ كالحيّة ...»
«كلّ قابض باسنانه ينهش كالسباع»
در واقع خواسته است بگويد: گزيدن عقرب و زنبور «لسعة» است و گزيدن مار را «لدغة» و با دندان گزيدن حيوان درنده را «نهشة» گويند. ٤٥
و نيز ثعالبى نوشته است: «اسباط» «**» در ميان فرزندان اسحاق معمول است، همانطورى كه «قبائل» جمع قبيله، در ميان فرزندان اسمعيل. ٤٦
(*) استجادة: نيكو يافتن و نيك شمردن آن چيز.
(**) اسباط: جمع سبط به كسر سين، به معناى پسر پسر است و گروه يهود را نيز گويند و جمع آن اسباط است. و اسباط از بنى اسرائيل، چون قبائل است از عرب. قرآن هم در آيه ١٦٠ سوره اعراف [٧] گفته است: «وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً ...»