در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٣١
قدامه از كسانى است كه در علوم منطق نيز اطلاعاتى داشته و كتابهاى «الخراج» «كتاب الردّ على ابن معتز» «كتاب صناعة الجدل» را نيز وى تصنيف كرده است.
قدامة بن جعفر كتاب نقد الشعر را در سه فصل نوشته است ٣٢. فصل نخستين كتاب مقدمهاى دارد كه در آن از عناصر چهارگانه اصلى شعر يعنى: لفظ، معنى، وزن و قافيه بحث مىكند. و در فصل دوم به محاسن شعر پرداخته و در آن از فنون بلاغت كه شاعر نظم خود را بدن بايد آراسته گرداند سخن مىگويد: در فصل سوم از عيوب شعر سخن گفته است.
قدامه افكار ابن معتزّ را در كتاب البديع كه متكى به بلاغت يونان نيست تخطئه مىكند و تمام كوشش او اين است كه ثابت كند كه نوشتههاى ابن معتزّ مبتنى بر مخالفت بلاغت يونان است و همانطور كه ابن نديم مىگويد ٣٣ وى كتابى نيز در ردّ بر ابن معتّز نوشته است.
قدامه با توجّه به منطق ارسطو و استفاده از جنس، فصل و حدّ موضوعات را بحث كرده و حتى خود نيز به اين موضوع اشاره كرده است ٣٤.
وى تعريف شعر را با موازين منطق و بر حد و رسم و فصل و جنس منطقى، منطبق ساخته و در تعريف شعر مىگويد ٣٥: انه قول موزون مقفى يدّل على معنى.
كه در اين تعريف قول جنس است، موزون فصلى است كه غير موزون را جدا و مقفّى فصلى است كه كلام موزون غير مقفّى را جدا و عبارت «يدّل على معنى فصلى است كه گفتار موزون مقفّى را كه بر معنائى دلالت نكند جدا مىسازد.
در اينجا بايد بيفزائيم كه قدامه از دو كتاب «فنّ الشعر ارسطو» ترجمه متى پسر يونس و «الخطابه» آگاهى داشته كه مىگويد: شعر صناعتى است و هرصناعت دو طرف دارد، جودت و خوبى در يك طرف و رداءت و پستى در طرف ديگر كه ميان اين دو وسائطى نيز وجود دارد ٣٦.
قدامه در مورد تشبيه حدّاكثر استفاده را از اصطلاحات منطق كرده است يعنى در تشبيه به افتراق و اشتراك و اصطلاحات خاصّ منطق فراوان اشاره كرده است.
در تعريف تشبيه مىگويد ٣٧: تشبيه همانندكردن چيزى است به چيز ديگر نه از