در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٤٦٠
درين حديث مسند اليه (- ان يهجر) مصدر موّول است؛ زيرا از حرف مصدرى «ان» و فعل مضارع «يهجر» درست شده و ممكن بود كه بگويد: «هجر اخيه» ولى به صيغه مضارع گفت تا كه بر تجدّد و حدوث دلالت كند و نه بر ثبوت. و جالب اينكه پيامبر اكرم گفت: «فوق ثلاث ليال» تا كه غضب و خشم كاملا برطرف شود و نفس لوّامه، آدمى را تذكّر دهد و سلوك و رفتار دينى را به انسان يادآورى كند ٤٤.
در بلاغت عربى، وقتى كه خبر بر مبتدا مقدم شود جمله افاده حصر مىكند و از آن تقديم، يك نوع تخصيص فهميده مىشود و در واقع مفهوم عبارت اينست كه گوينده، فقط به شخص مورد خطاب تكيه دارد و بس.
پيامبر اكرم در مناجاتهاى نيمهشب مىگفته است: «اللهم ربّنا لك الحمد، انت قيّوم السموات و الارض و من فيهن و لك الحمد ... اللهم لك اسلمت و بك آمنت و عليك توكّلت و عليك انبت.»
در واقع عبارات «لك الحمد» و «لك اسلمت» و «بك آمنت» و «عليك توكّلت» و «عليك انبت» با اين شيوه كه بيان شده است به ما مىفهماند كه: حمد- اسلام- ايمان- توكل و انابة، فقط اختصاص به خدا دارد و به ديگرى نمىزيبد.
نامههاى پيامبر اكرم از لحاظ بلاغى درخور اهميّت است؛ زيرا در عبارات كوتاه، معانى عالى ارزندهاى را بيان كرده است. نويسنده كتاب «نقد النثر» مىنويسد ٤٥: پس از آنكه، مسيلمه «*»، به پيامبر اكرم نوشت: «من مسيلمة رسول اللّه الى محمد رسول اللّه. اما بعد، فان اللّه عز و جل قسم الأرض بيننا و لكن قريش قوم غدر «**»» حضرت پيامبر به مسيلمه نوشت: «من محمّد رسول اللّه الى مسيلمة الكذاب. اما بعد، فان الارض للّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين.»
نويسنده كتاب «نقد النثر»، فصلى از كتاب خود را به خطابه و ترسل، اختصاص داده است و مىگويد ٤٦: خطبه بايد به ستايش خدا، آغاز شود و به قرآن و امثال سائره، موشّح گردد و سپس مىافزايد: در موردى كه ايجاز پسنديده است، نبايد اطاله
(*) مسيلمه، هو متنّبى بنى حنيفه، قتل يوم اليمامة فى الواقعة الّتى كانت بينه و بين خالد بن وليد عام ١١ ه. ر ك:
نقد النثر، پاورقى ص ١٠٠.
(**) غدر: حيلهگران، غدّاران.