در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٣٠
ارسطو كتاب الخطابه را به سه بخش منقسم كرده است: در بخش نخست از فنّ خطابه و فايده و هدف و تعريف خطابه و اقسام آن از قبيل: خطابه سياسى، اجتماعى و قضائى و ديگر مطالب بحث مىكند.
در بخش دوم از عواطف و حالات انفعالى مستمع و شنونده و يا به عبارت ديگر از مقتضاى حال مخاطب و گفتارى كه مناسب حال اوست سخن مىگويد.
در بخش سوم از اسلوب و روشى كه خطيب بايد بدان روش سخن براند تا سخنش در قلوب جايگزين شود و گفتارش آشكار و واضح باشد و تعقيد لفظى و معنوى نداشته و كلامش داراى آهنگ باشد سخن مىگويد.
در اين بخش ارسطو فصلى را به زيبائى اسلوب و استيل اختصاص مىدهد ٢٨ از اطناب و ايجاز سخن مىراند ٢٩ از زيبائى اسلوب و راههايى كه مىتوان به آنها سخن را آراست بحث مىراند ٣٠ و خلاصه در همين كتاب از سجع و ازدواج و تساوى طولى اجزاء عبارت و ديگر مطالب مربوط به علوم بلاغى سخن به ميان آورده و توصيه مىكند كه در گفتار نبايد به اغراق سخن گفته شود كه شنونده معناى مورد نظر را درك نكند.
ارسطو در اين كتاب از: حقيقت، مجاز، استعاره، غلوّ، تشبيه، مقابله، ايجاز، اطناب و مساوات بحث مىكند و مىگويد كه خطبه از: مقدمه، وسط و نتيجه تكوّن مىيابد.
مىتوان گفت كه بخش سوم كتاب الخطابه ارسطو همان بحثى است كه در عربى بحث بلاغت ناميده شده است و مطالب طرحشده و بحثشده در اين بخش از كتاب مزبور بحثى است كه ويژه زبان خاص و يا ملّت مخصوصى نيست بلكه انطباق آن با ادب يونانى و غير يونانى امكان دارد و روى اين اصل است كه ترجمه كتاب مزبور در بلاغت عرب تأثيرى بسزا گذاشته و بالنتيجه كتاب نقد الشعر قدامة بن جعفر و نقد النثر ابن وهب كه اسم اصلى آن: «البرهان فى وجوه البيان» است و تا چندى پيش تصوّر مىشد كه نويسنده آن قدامه است تصنيف شد.
قدامة بن جعفر متوفّى به سال ٣٣٧ هجرى در زمان خود به فلسفه و منطقدانى شهرت داشته و ابن نديم وى را از بلغا و فلاسفه مىداند ٣١ و مىگويد: