در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٢٦٤
«يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا فَأَشارَتْ إِلَيْهِ، قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا. قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ، آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا. وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ ...» «» (مريم/ ٢٨ و ٢٩ و ٣٠ و ٣١).
نويسنده تفسير انحرافى الهداية و العرفان فى تفسير القرآن بالقرآن در باب معجزات حضرت موسى نيز نظريّات خاصّى ابراز كرده و ذيل آيه:
«... وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً «*»» (اعراف/ ١٦٠).
كه قرآن گفته است: وقتى كه بنى اسرائيل در بيابان گرم و سوزان، به سوى بيت المقدس در حركت بودند و گرفتار عطش و تشنگى شدند و از موسى تقاضاى آب كردند، به او وحى فرستاديم كه عصايت را بر سنگ بزن و او چنين كرد، ناگهان ١٢ چشمه از سنگ جوشيد و آنچنان اين چشمهها در ميان آنان تقسيم شد كه «قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ» هركدام به خوبى چشمه خود را مىشناختند، نويسنده تفسير مزبور، نوشته است ٣٧:
«و يصّح أن يكون الحجر اسم مكان. و اضرب بعصاك الحجر معناه: اطرقه و اذهب اليه و الغرض أنّ اللّه هداه إلى محلّ الماء و عيونه» يعنى «حجر» را اسم محلّى دانسته كه خدا به موسى امر كرده تا به آنجا برود. و حال آنكه قرينه لفظى در دنبال آيه هست كه «قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ» يعنى آنچنان، اين چشمههاى آب در ميان آنها تقسيم شد كه هركدام به خوبى چشمه خود را مىشناخت، در واقع، اين چشمهها كه از آن صخره عظيم جوشيد، نشانهها و تفاوتهايى با هم داشته است كه هركدام از اسباط بنى اسرائيل چشمه خود را مىشناخته است ٣٨.
() يعنى: آنان گفتند اى خواهر هارون! تو نه پدرت ناصالح و نه مادرت بدكار بود- مريم پاسخ ملامتكنان را با اشاره، به طفل حواله كرد. آنان گفتند، چگونه با طفل گهواره، سخن گوييم؟ آن طفل به امر خدا به زبان آمد و گفت: همانا من بنده خاص خدايم كه مرا كتاب و شرف نبوّت عطا كرد و هركجا باشم مرا با بركت و مبارك، قرار داده است.
(*) يعنى ... وقتى كه موسى تقاضاى آب [براى قوم تشنهكامش در بيابان] كرد، به او وحى فرستاديم كه عصاى خود را بر سنگ بزن، ناگهان ١٢ چشمه از آن، بيرون ريخت.