در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٣٠٦
سكاكى مجاز، استعاره و كنايهاى را كه درين آيه وجود دارد از جهت علم بيان بحث مىكند.
و نيز مسائلى از قبيل اختصار كه گفته است: يا ارض و نگفته است: يا ايّها- الأرض و يا انتخاب لفظ ابلعى نه ابتلعى به جهت اختصار يا ذكر مفعول ابلعى (- يعنى ماءك) تا حكم بلع شامل كوهها و دريا و تپّهها نشود و يا مقدم شدن جمله نداء بر جمله امرى (يا ارض ابلعى) و (و يا سماء اقلعى) از اين جهت كه ارض و سماء مأمور واقعى هستند نه اينكه بگويد: (ابلعى يا ارض و اقلعى يا سماء) و يا به علّت اينكه طوفان از زمين شروع شده و بعدا از آسمان آب باريده است و روى اين اصل ابتداء به زمين خطاب شده نه به آسمان، تمام از مباحثى است كه مربوط به علم معانى است و سكاكى اين مباحث را از زاويه علم معانى نگريسته و مورد بحث قرار داده است.
و چون درين آيه تعقيد معنوى كه باعث سرگردانى و تحيّر عقول شود وجود ندارد و آنچه بگوش مىرسد فورا معناى آن نيز در ذهن خطور مىكند بنابراين سكاكى معتقد است كه درين آيه فصاحت معنوى نيز وجود دارد. و از طرفى چون الفاظى كه درين آيه بكار رفته الفاظ مستعملى است كه طبق قوانين زبان بكار رفته، تنافر ندارد و سليس است.
بقول خود او در سلاست مانند آب و در شيرينى همچون عسل و در رقّت همانند نسيم است. بنابراين فصاحت لفظى هم دارد ٢٦
سكاكى با تحليلى كه ازين آيه كرده است بخوبى حد و مرز فصاحت و بلاغت را مشخّص كرده است.
ارزش لفظ و معنى:
گروهى براى معنى ارزش زيادى قائل نيستند و فضيلت كلام را تنها در لفظ مىدانند.
ابو هلال عسكرى معتقد است كه: و ليس الشأن فى ايراد المعانى؛ لان المعانى مطروحة فى الطريق يعرفها العجمى و العربى و القروى و البدوى و انّما هو فى جودة اللفظ و صفائه و حسنه و بهائه و نزاهته و نقائه و كثرة طلاوته و مائه مع صحة السبك و التركيب ٢٧ يعنى معنى را هركس، خواه عرب و عجم، روستايى و شهرى درمىيابد، و