در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٦٣٣
كه «لهو» و «تجارت» دو چيز است و مىبايست «اليهما» گفته مىشد، ولى «اليها» گفته شده است.
«... وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ ..» ٢٢ آيه ٣٥/ توبه كه «ذهب» و «فضّة» دو چيز است و مىبايست ضمير مربوط بدان دو، مثنّى آورده شود و «لا ينفقونهما» گفته شود.
ابو عبيده، لفظ مفردى كه به جاى جمع به كار رود و يا كلمه مثنّائى كه به جاى جمع استعمال شود و يا كلمه جمعى كه جاى مثنّى را بگيرد، همه را از مقوله مجاز، دانسته است ٢٣.
همچون آيه: «... وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ...» آيه ٥/ حج كه «طفلا» به جاى «أطفالا» به كار رفته است.
و يا آيه: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ...» ٢٤ آيه ١٠/ حجرات.
كه به گفته ابو عبيده، استعمال مثنّى (أخويكم) به جاى جمع، مجاز است.
و يا آيه «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما ...» آيه ٩/ حجرات كه بر طبق قاعده و قياس بايد به جاى «إقتتلوا» صيغه مثنّى «إقتتلا» باشد و جمع آوردن كلمه، به صورت «إقتتلوا» به اعتقاد ابو عبيده يك نوع مجاز است ٢٥.
بحث درباره انواع مجاز، بر طبق نظر ابو عبيده بسيار مفصّل است و به درازا خواهد كشيد ولى بطور كلّى بايد گفت كه ابو عبيده در بسيارى از موارد، مجاز را به معناى: تفسير، مفهوم، معنى به كار برده است مثلا در تفسير آيه «... ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» آيه ٣٨/ انعام.
ابو عبيده نوشته است: مجازه: ما تركنا و لا ضيّعنا و لا خلقنا.
و در بحث از آيه: «... قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فِيها ...» آيه ٣١/ انعام.
ابو عبيده نوشته است ٢٧: مجازه: ما ضيّعنا.
و در بحث از عبارت «... وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ ...» دنباله آيه ٣١/ سوره انعام، ابو عبيده نوشته است ٢٨:
مفرد كلمه «أوزار» كلمه «وزر» به كسر او مىباشد و مجازها: آثامهم «*». و
(*) آثام، جمع إثم به معناى گناه مىباشد.