در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٧٠
كوفه با ظهور آن دو، اعلام شد.
كسائى
ابو الحسن على بن حمزه كسائى كوفى، اهل قريه باحمشاء ٤٤ است كه در سال ١١٩ ه. متولد شده و در كوفه نشو و نما يافته است و از ابو جعفر الروآسى ادب فرا گرفته است.
ابتدا در حوزههاى قرّاء حاضر مىشد و چون آدم تيزهوش باذكاوتى بود، درك كرد كه قراءت قرآن به آگاهى از اعراب قرآن نياز دارد، اين بود كه به حوزه درس ابى جعفر الروآسى رفت و از كتاب «الفيصل» او بهره برد و فهميد كه آنچه مىخواهد به آن نخواهد رسيد مگر اينكه به باديه سفر كند، اين بود كه به بوادى رفت، سپس به كوفه برگشت و براى تكميل اطلاعات خود به بصره رفت و از حوزه درس بزرگان نحو بصره، همچون: عيسى بن عمر، ابى عمرو بن العلاء، يونس بن حبيب و خليل بن احمد، نحو فرا گرفت و ادب آموخت.
پس از مسافرت به باديه و درك محضر استادان نحو بصره، آوازه شهرتش به گوش مهدى، خليفه عباسى، رسيد و او را براى آموزگارى فرزندش، هارون الرشيد، به بغداد احضار كرد و چون هارون خليفه شد او را به معلمى دو پسرش، امين و مأمون، گمارد، و بسيار تجليل كرد. كسائى در نقل لغت و شعر از اعراب حطميّه كه عرب غير فصيح بودند و در بغداد سكونت داشتند، پروائى نداشت، در صورتى كه نحاة بصره ازين قبيل اعراب، لغت و شعر، نقل نمىكردند و مىگفتند كه اينان عرب شهرى هستند نه عرب بدوى و امكان دارد كه به علت شهرنشينى «تحضرّ» به زبان آنان فساد راه يافته باشد.
كسائى در قياس نيز علاوه بر استناد به گفتار عرب بدوى فصيح، به گفتار عرب شهرى غير فصيح نيز كه به علت اختلاط، در گفتارشان، لحن راه يافته بود، تكيه مىكرد.
كسائى باين مسأله كه پايههاى نحو عربى بر قياس مبتنى است، معتقد بوده و مىگفته است:
انما النحو قياس يتبع
و به فى كل امر ينتفع