در قلمرو بلاغت - علوى مقدم، محمد - الصفحة ٩٦٥
يحيى بن يعمر ... الخ» ١٦.
اختلافنظر درباره واضع علم نحو و نيز روشن نبودن زمان وضع علم نحو و اينكه اصطلاحات نحوى پس از روزگار ابو الأسود، وضع شده و نخستينبار اين اصطلاحات در «الكتاب» سيبويه بازگو شده است ١٧، تماما مطالبى است كه دانشمندان را به شك انداخته است و گفتهاند كه: واضع علم نحو عربى، ابو الأسود نيست بلكه علم نحو عربى به شيوه نحو سريانى است و اقسام كلمه و كلام در عربى همان است كه در زبان سريانى هست و چون سريانيان در اواسط قرن پنجم ميلادى علم نحو خود را تدوين كرده بودند ١٨، پس سريانيان در تدوين علم نحو عربى مؤثر بودهاند؛ زيرا ظاهرا عربها در عراق و بويژه در بصره كه در آن زمان مركز تمدن و محل برخورد عقايد و آراء بوده است، با سريانيان نزديك مىشوند و بر قواعد زبان آنان آگاهى مىيابند و به وضع و تدوين علم نحو، همت مىگمارند ١٩.
ولى آنچه مسلم است و رواة همگى اتفاق دارند، آنست كه: اعرابگذارى قرآن و ضبط مصحف به شيوه كتابت قرن اول هجرى، بوسيله ابو الأسود، انجام شده است ٢٠.
گفتيم كه اختلاط عرب با ديگر ملتها و راه يافتن لحن در كلام عرب، عرب را بر آن داشت كه براى حفظ زبان خود چارهاى بينديشد همين مطلب كه ابو الأسود به كاتب ٢١ گفت: «در كلمات نقطههائى بگذار ...» مردم را به تفكر واداشت و فهميدند كه كلمات در جملههاى مختلف اعراب مختلف مىگيرد، مثل اينكه، اگر اسمى در آغاز جمله بيايد، بايد مرفوع بشود و چون انّ و ديگر حروف مشبّهه بفعل پيش از آن اسم درآيد، آن اسم منصوب مىشود و هرگاه پيش از آن اسم، فعل درآيد، آن اسم بنا بر فاعليّت مرفوع مىگردد و بنا بر مفعوليّت منصوب.
در شهر بصره كه مردمى از تمدنهاى مختلف به آن شهر آمدوشد داشتند، اين مطالب سبب بحث درباره مباحث گوناگون علم نحو گرديد؛ زيرا بصره كه سوق مربد در آن بود و اهميت سوق عكاظ دوره جاهلى را يافته بود ٢٢، در آن روزگاران مركز برخورد آراء و عقايد بود و بنا به قول ابن نديم ٢٣ در برافراشتن پرچم دانش نحو پيشقدم بوده است.
ابو الأسود دوئلى به كسانى كه تمايل به فراگيرى نحو داشتند آن علم را ياد